پروردگارا ترا سپاس می گویم در لحظاتی که غمگین بودم اما غم

پروردگارا ترا سپاس می گویم در لحظاتی که غمگین بودم اما غمگین ترم نکردی،...

 در روزهایی که شادی کردم و شادمانه ام ساختی،
شکوه لحظه را تنها تو میدانی،...

 غرور ندانستنش را تنها من دارم،
دوای دردهایم را تو میدانی،....

 ناله و شکایتش را من میدانم،
راه را تو می شناسی و بیراهه را من می شناسم،...

 خود را به خطا انداختم و بر شیطان لعنت فرستادم،
در ناشکری سلامتی به بیماری گرفتار شدم و آنرا امتحان الهی دانستم .....

اما ندانستم پروردگاری با این جلال بااین سخاوت و با این شکوه
مرا با کثرت خوشبختی می آزماید
نه با حقارت بیماری و نا ملایمت،
تو یگانه راهبر و راهنمایم هستی،
از خطاهایم در گذر و چشمانم را بر نعماتت بینا کن
تا کمبودها یم را ناشی از امتحان الهی ندانم...
دیدگاه ها (۱)

این شعر توسط مادری که در خانه سالمندان بوده تهیه و نگارش شده...

چه زیبا گفت کوروش کبیر:اگر روزی تصمیم ب محاسبه ثروتت گرفتی پ...

ساده باش؛اما ساده قضاوت نکن نیمه ی پنهان آدم ها را ! ساده زن...

چه متن قشنگیه من خودم که به شخصه خیلی بهش معتقدم قوی کسی است...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط