تک پارتی بی تی اس ☀️🌀
تک پارتی بی تی اس ☀️🌀
همه داشتید توی کنسرت بی نقس دنس میرفتید مخصوصا تو، ولی خیلی خسته بودی ولی به روی خودت نیوردی
_ بعد از کنسرت_
خیلی خسته بودی هیچ جایی رو نمیتونستی ببینی و تشنت بود ، بدو بدو به سمت بطری آب رفتی که محکم خوردی زمین و سرت خورد به میز
جیمین: ات( داد)
همه با داد جیمین برگشتن سمتت
تهیونگ: چ..چیشده؟؟
ات: اخخخ چیزی نیس خوبم
جونگکوک: چی چیو خوبی داره از سرت خون میاد
ات: چی؟
جونگکوک: ای وای نباید میگفتم( زیر لب)
ات دستشو گذاشت روی سرش و حس کرد دستش خیس شده
ات: خ..خونه( شک)
نامجون: ات آروم باش.. جونگکوک چرا بهش گفتی
جونگکوک: من نمیگفتم خودش میفهمید
تو خیلی خیلی خیلی از خون میترسیدی و شروع کردی به گریه کردن که سرت دردش زیاد شد
جیهوپ: ات گریه نکن( گریه)
یهو غش کردی
یونگی: نهه..ات بیدار شو یکی زنگ بزنه به دکتر
نامجون زنگ زد به دکتر شخصیشون
دکتر؛ ایشون خوبن، بیهوش شدنشون به خاطره دیدن خون بوده فعلا خداحافظ
اعضا: ممنون دکتر... خداحافظ
یهو بیدار شودی
یونگی: بلخره بیدار شدی
جونگکوک: خوبی؟
تهیونگ: جایت درد میکنه؟
جیمین: سرت درد میکنه؟؟
نامجون و جین: ات...آب میخای؟؟
جیهوپ: سرگیجه نداری؟
ات: پسرا آروم باشین من خوبمم..شرمنده نگرانتون کردم ( بغض)
جیمین: یاااا اینو نگو
اعضا: ما یه خانواده ایم
ات: خیلی دوستون دارم ( گریه)
همه بغلت کردن
اعضا: ماهم دوست داریم پرنسس گروه...
_پایان_
همه داشتید توی کنسرت بی نقس دنس میرفتید مخصوصا تو، ولی خیلی خسته بودی ولی به روی خودت نیوردی
_ بعد از کنسرت_
خیلی خسته بودی هیچ جایی رو نمیتونستی ببینی و تشنت بود ، بدو بدو به سمت بطری آب رفتی که محکم خوردی زمین و سرت خورد به میز
جیمین: ات( داد)
همه با داد جیمین برگشتن سمتت
تهیونگ: چ..چیشده؟؟
ات: اخخخ چیزی نیس خوبم
جونگکوک: چی چیو خوبی داره از سرت خون میاد
ات: چی؟
جونگکوک: ای وای نباید میگفتم( زیر لب)
ات دستشو گذاشت روی سرش و حس کرد دستش خیس شده
ات: خ..خونه( شک)
نامجون: ات آروم باش.. جونگکوک چرا بهش گفتی
جونگکوک: من نمیگفتم خودش میفهمید
تو خیلی خیلی خیلی از خون میترسیدی و شروع کردی به گریه کردن که سرت دردش زیاد شد
جیهوپ: ات گریه نکن( گریه)
یهو غش کردی
یونگی: نهه..ات بیدار شو یکی زنگ بزنه به دکتر
نامجون زنگ زد به دکتر شخصیشون
دکتر؛ ایشون خوبن، بیهوش شدنشون به خاطره دیدن خون بوده فعلا خداحافظ
اعضا: ممنون دکتر... خداحافظ
یهو بیدار شودی
یونگی: بلخره بیدار شدی
جونگکوک: خوبی؟
تهیونگ: جایت درد میکنه؟
جیمین: سرت درد میکنه؟؟
نامجون و جین: ات...آب میخای؟؟
جیهوپ: سرگیجه نداری؟
ات: پسرا آروم باشین من خوبمم..شرمنده نگرانتون کردم ( بغض)
جیمین: یاااا اینو نگو
اعضا: ما یه خانواده ایم
ات: خیلی دوستون دارم ( گریه)
همه بغلت کردن
اعضا: ماهم دوست داریم پرنسس گروه...
_پایان_
- ۱.۱k
- ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط