£حد و مرز €پارت¹⁶

£حد و مرز €پارت¹⁶

ا‌.ت ویو:دم در خونه بودیم و نامجون رفت درو باز کنه و سوکجین رفت ماشین رو پارک کنه.از ماشین پیاده شدم و یهو یه صدا شنیدم.صداش مثل گذاشتن خشاب تفنگ بود.خیلی ترسیده بودم.
+میگم به نظرت نباید بیای اینور؟
سکوت* ،ا.ت ا.ت؟؟
-او ببخشید،چیزی گفتی اوپا؟
+نع،بیا تو
یونگی ویو:کمر ا.ت گرفتم و با خودم کشوندم تو خونه.ساک رو از دستش گرفتم و بردم تو اتاق قدیمی خودم.(ا.ت قبلا عضو هشتم بوده و هم اتاقی یونگی بوده)سوکجین اومد تو خونه و درو بست.

سوکجین ویو:داشتم دنده عقب میرفتم که ماشین درست پارک شه تا یه ماشین مشکی دیدم که خیلی مشکوک میزد.یهو دلم آشوب شد.رفتم داخل خونه و درو بستم که یهو....

-------------------
ممنون که حمایت می‌کنید💙💬
لایک و کامنت فراموش نشه🐋🌊
دیدگاه ها (۶)

پیج اصلی اینه

{سناریو}/اسپویل 🚫 موضوع: وقتی عضو هشتم بودی و خونه با یونگی ...

واییییییییییی 🥺🥺🫂خش اومدی اوپا:)دانیالمه 👻بچه ها این پیج مال...

الان حس یک عروسک رو دارم که دیگه واسه صاحبش قدیمی شده:)^^

#سناریو_بی_تی_اس وقتی ا/ت از شکم درد گریه میکنه چون حاملستنا...

ویو جیمین اومدم و رسیدم به بیمارستاناز پرستار پرسیدم: ببخشید...

Part6

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط