دیشب با خدا دعوایم شد. با هم قهر کردیم …

دیشب با خدا دعوایم شد. با هم قهر کردیم …
فکر کردم دیگر مرا دوست ندارد.
رفتم گوشه ای نشستم.
چند قطره اشک ریختم و خوابم برد.
صبح که بیدار شدم. مادرم گفت:
” نمیدانی از دیشب تا صبح چه بارانی می آمد”…

@loveep
دیدگاه ها (۳)

🚬 💔 https://telegram.me/loveep 🌹 ↩ تو زندگیت اینو یاد بگی...

🚬 💔 https://telegram.me/loveep 🌹 ﺍﺯ ﻳﻪ ﺟﺎیے بہ ﺑﻌــﺪ ⇄ بہ ﺧ...

🚬 💔 https://telegram.me/loveep 🌹 ﯾـﻪ ﻭﻗـﺘـﺎﯾﯽ ﺑـﺎﯾـﺪ ☜ ﺑــَ...

🚬 💔 https://telegram.me/loveep 🌹 تَنهــــام ✌ چـــُون حُوصـ...

عشق در تاریکی پارت: ۹بعد ار اینکه فکر هامو کردم خوابیدم ویو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط