یه‌بار جوری دستاشو گرفته بودم که

یه‌بار جوری دستاشو گرفته بودم که
تک تک انگشتام
لابه لای تک تک انگشتاش بود.
هر انگشتم،
سهم خودشو از دستاش داشت...
اون موقع بود که فهمیدم
عدالت چقدر می‌تونه شیرین باشه.

✍🏻#حمید_جدیدی❤️
🍃عشقِ بینهایت-
🍃دوست داشتنش❤️
دیدگاه ها (۰)

"ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻦ" ﻋﻀﻮﯼ ﺍﺯ ﺑﺪﻥ ﺍﺳﺖ!ﺩﺭﺳﺖ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻫﻤﻪ ﻓﻮﺭﺍﺑﻪ ﻓﮑﺮ "ﻗﻠﺐ...

و گاه در رگ یک نگاه خیمه باید زد...✍🏻#سهراب_سپهری❤️

چونان قهوه‌خانه‌ای کوچکدر خیابان غریبان است، عشق...✍🏻#محمود_...

- همان‌گونه از دور دوستت دارم،هر کلمه‌ای را که به تو خواهم گ...

تنهایی پارت اول زندگی حرفی براش ندارم فقط می‌خوام خوش بگذرون...

﴿ فصل 1قسمت10 ﴾ از زبان آنیا باورم نمیشد اون تفنگ داشته باش...

اسم سناریو : عشق غیر منتظره_______پارت چهارم( از اون موقع تق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط