پارت۳۲

پارت۳۲
روزا میگذشت جی را تقریبا خوب شده بود و میتونست به کاراش برسه اون اوایل تهیونگ خیلی به جی را کمک میکرد و حالش و درک میکرد ولی مدتی بود که نسبت به جی را سرد و بی تفاوت شده بود
جی را فکر میکرد که بخاطر کاره تهیونگه ولی شاید داستان چیزه دیگه ای بود

ویو تهیونگ
چندوقتیه که یکی از استف های جدید حسابی جلوی من داره خودی نشون میده و احساس میکنم منم ازش خوشم میاد رفته بودم تو دست شویی تا دستام و بشورم که اونم اومد داشتم میرفتم که گفت(اسمش سونیاست)
سونیا:میشه یه لحظه وایستی
تهیونگ:بفرمایید
سونا:واقعا نمیفهمی من خیلی تورو دوست دارم میشه باهم اوکی شیم میدونم زن داری ولی خودت یکم فکر کن زنت کلی ازت دور بود و تو نمیدونستی داره چیکار میکنه میدونی شاید حتی اونجا به میل خودش رفته باشه و صحنه سازی کرده باشه به هرحال بهت گفته باشم اون الان هر.....زه ای بیش نیست چون زیر کلی آدم بوده
تهیونگ:تو از کجا فهمیدی که گم‌شده بود
سونیا:شنیده بودم داشتی با آقای جئون حرفی میزدی ولی خب به حرفام با دقت فکر کن
و رفت بیرون
کل اون روز و شب و تهیونگ داشت فکر میکرد تا اینکه فردا صبح دوباره باهم توی دست شویی برخورد کردن که سونیا گفت
....................
دیدگاه ها (۱۱)

عمارت مافیا قسمت ⁶ رفتم پایین تا صبحونه بخورم هنوز تو شک بود...

اورلورا

#قلبی_در_دو_بدنP2 همینطوری تو حیاط مشغول قدم زدن بودم و غذام...

شاهزاده دوست داشتنی من

پارت ۱۰سولا گفت باشه باشه برو ما هم تا اون موقع وسایل ها رو ...

My dady پارت②سانا: چراااا؟؟ تهیونگ: براچی میپرسی؟ سانا: اوپا...

مربی موتور سوار

رمان خرس عسلی من فصل دو پارت یک جی‌یون ابی به سوون میده ولی ...

Iove and the moonPart11همینطور که اطراف خیره شده بود دست گرم...

رمان ؟!«وقتی بهم خیانت کردی .....»پارت ؟!«1»ویو «ا/ت»ساعت ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط