بخونید قشنگه;-)
بخونید قشنگه;-)
خانمی با همسرش گفت این چنین: / کای وجودت مایه ی فخر زمین!
ای که هستی همسری بس ایده آل! / خواهشی دارم... مکُن قال و مقال!
هفت سین تازه ای خواهم ز تو / غیر خرج عید و غیر از رختِ نو
سین یک، سیّاره ای، نامش پراید / تا برانم مثل برق و مثل باد
سین دوم، سینه ریزی پُر نگین / تا پَرَد هوش از سر عمّه شهین!
سین سوم، یک سفر سوی فرنگ / دیدن نادیده های رنگ رنگ
سین چارم، ساعتی شیک و قشنگ / تا که گویم هست سوغات فرنگ!
سین پنجم، سمع دستورات من! / تا ببالم من به خود، در انجمن!
آنگه، آن بانو، کمی اندیشه کرد / رندی و دوز و کلَک را پیشه کرد!
گفت با ناز و کرشمه، آن عیال! / من دو سین کم دارم، ای نیکو خصال!
گفت شویش: من کنون یاری کنم / با عیال خویش، همکاری کنم!
سین ششم، سنگ قبری بهر من! / تا ز من عبرت بگیرد مرد و زن!
سین هفتم، سوره ی الحمد خوان... / بعد مرگم، بَهر شوی بی زبان!
خانمی با همسرش گفت این چنین: / کای وجودت مایه ی فخر زمین!
ای که هستی همسری بس ایده آل! / خواهشی دارم... مکُن قال و مقال!
هفت سین تازه ای خواهم ز تو / غیر خرج عید و غیر از رختِ نو
سین یک، سیّاره ای، نامش پراید / تا برانم مثل برق و مثل باد
سین دوم، سینه ریزی پُر نگین / تا پَرَد هوش از سر عمّه شهین!
سین سوم، یک سفر سوی فرنگ / دیدن نادیده های رنگ رنگ
سین چارم، ساعتی شیک و قشنگ / تا که گویم هست سوغات فرنگ!
سین پنجم، سمع دستورات من! / تا ببالم من به خود، در انجمن!
آنگه، آن بانو، کمی اندیشه کرد / رندی و دوز و کلَک را پیشه کرد!
گفت با ناز و کرشمه، آن عیال! / من دو سین کم دارم، ای نیکو خصال!
گفت شویش: من کنون یاری کنم / با عیال خویش، همکاری کنم!
سین ششم، سنگ قبری بهر من! / تا ز من عبرت بگیرد مرد و زن!
سین هفتم، سوره ی الحمد خوان... / بعد مرگم، بَهر شوی بی زبان!
- ۱.۳k
- ۰۳ اسفند ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۲۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط