تا نبارد باران

تا نبارد باران
این دل بی سامان
قصه ی غصه ی دردش نیاید به زبان
پس ببار ای باران
به قدر لحظه ای هم نگیری آرام
دیدگاه ها (۲)

وه در این مهمانی در جمع من و یک عمر پریشانی جای تو خالی استه...

از هرکس به اندازه آسمانش انتظار داشته باشیم

گوش کن دورترین مرغ جهان می خواند

می روم بلا تا اوجمن پر از بال و پرم

کاش می‌شد که زمان لحظه‌ای آرام شود این دلِ خسته کمی صاحبِ آر...

سایه‌های عمارت سیاه — پارت ۱۷همه برای چند ثانیه به چراغ قرمز...

اربعین فقط یک سفر نیست؛ قصه‌ی دلی‌ست که به عشق حسین (ع) راهی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط