اومدم یه خبر بدم🥸💅🏻
اومدم یه خبر بدم🥸💅🏻
دیروز تا ساعت هفت عصر کلاس زبان داشتم
وقتی هم اومدم خونه دیدم دخترل خالم و پسر خالم هستن😂😂
بعد من از اول روز یه دل درد عجیب داشتم
فهمیدم پریودم
حالا فردا صبحم که میشه امروز صبح امتحان قرآن داشتم
بعدشم داییم اینا اومدن
یکی خواهر برادر خودم ،دختر خالم و پسر خالم و دوتا دختر داییم
گفتم حالم بده رفتم تو اتاق بخونم
دختر خالم گفت منم بیام با هم بخونیم چون اونم امتحان داشت حالا خواهرم هم دعوا که چرا نمیزان من بیام
هر دعوا و هی دعوا آغا حال من بد تر شد
همه رو بیرون کردم
خوابیدم صبح بیدار شدم که بخونم حالم خیلی بد بود
حالا امتحان قرآن ندادم🥸🌝
میره برا بعد امتحانات که باید گواهی پزشکی بیارم💔
زندگی سخته🗿
دیروز تا ساعت هفت عصر کلاس زبان داشتم
وقتی هم اومدم خونه دیدم دخترل خالم و پسر خالم هستن😂😂
بعد من از اول روز یه دل درد عجیب داشتم
فهمیدم پریودم
حالا فردا صبحم که میشه امروز صبح امتحان قرآن داشتم
بعدشم داییم اینا اومدن
یکی خواهر برادر خودم ،دختر خالم و پسر خالم و دوتا دختر داییم
گفتم حالم بده رفتم تو اتاق بخونم
دختر خالم گفت منم بیام با هم بخونیم چون اونم امتحان داشت حالا خواهرم هم دعوا که چرا نمیزان من بیام
هر دعوا و هی دعوا آغا حال من بد تر شد
همه رو بیرون کردم
خوابیدم صبح بیدار شدم که بخونم حالم خیلی بد بود
حالا امتحان قرآن ندادم🥸🌝
میره برا بعد امتحانات که باید گواهی پزشکی بیارم💔
زندگی سخته🗿
- ۲.۲k
- ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط