سیگارِ روشنت را

سیگارِ روشنت را
در جنگلِ خشک و آشفته ی من انداختی
بعد پرسیدی :
مزاحمتان که نشدم؟
خندیدم :
نه! اصلا ...
دیدگاه ها (۳)

روحانی گفته برای ادامه ی جنگ باید نظر مردم رو بپرسیم!!!!آقای...

&سناریو&وقتی:``وقتی‌ براشون‌ بالم‌ لب‌ میزنی....``هیونگ‌ لای...

پارت ۱۴ روز بعد، وقتی از خونه بیرون اومدم، تهیونگ جلوی آسانس...

جنگل نفرین شده پارت ۱۱

وقتی بچه دارین ولی . . . کوک از حموم اومد با دیدن من آبرویی ...

***### 🖤 **رمان: ازدواج اجباری با یک مافیا**### **پارت ۱۲: ص...

نفرت و عشق🚬 [از زبان پریسا]صدای موتور ماشین‌های مشکی تو کوچه...

فیک تهیونگ مافیایی اص*مات

رمان: سلطنتِ گل‌های سیاه 🖤🍒پارت ۱۸: ضیافتِ سایه‌ها و سکوتِ س...

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_41با حال خراب وارد خونه شدم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط