عشق یک طرفه

عشق یک طرفه
پارت ۸💗
ویو سویون:
از اون روز چند رور میگذره
سعی کردم یکم از کایان فاصله بگیرم
چون هضم اون اتفاقات خیلی راحت نیست
در واقع
اصلا راحت نیست
یعنی امکان نداره یه نفر توی ۳ ماه آشنایی انقدر سوالات خصوصی که اصلا بهش مربوط نیست بپرسه
توی این فکر ها بودم که کایان اومد
کایان:سلام سویون خوبی؟
نمیدونم چطور جواب بدم نمیخوام فکر کنه هنوزم میتونم مثل قبل بهش اعتماد کنم
سویون:سلام خوبم(سرد)
کایان:عام راستی اومدم اینجا بگم که منطقه ای توش زندگی میکنی خیلی قدیمیه نمیخوای دنبال یه جای بهتر باشی؟
نه نه نه این امکان نداره اون..اون از کجا میدونه کجا زندگی میکنم
هیچوقت انقدر با جزییات بهش نگفتم
فلش بک به شب خونه کایان:
کایان(با مستی و قهقهه):اوممم...سویون ههههههه کجا زندگی میکنییییییی؟
سویون(اگر یادتون باشه سویون فکر می‌کرد کایان واقعا مسته و یادش نمیمونه و بهش گفته بود)
پایان فلش بک
برگشت به زمان حال:
سویون(توی ذهنش):عوضی چطور اینکارو کرد
سویون اصلا دیکه فکر نکرد سریع دویید سمت اتاق اعضا با گریه
فلش بک به ۱ رور قبل
ویو جونگکوک:
داشتم از توی راه رو رد میشدم که صای کایان رو اتفاقی شنیدم که توی اتاقش داشت با موبایل حرف میزد
نمیخواستم ولی وجدانم نذاشت گوش نکنم
گوشامو تیز کردم که چیزی شنیدم که ای کاش نمیشنیدم
کایان:نگران نباش هنوز نفهمیده
دوست کایان:کایان تو ووقعا از این سویون خوشت اومده؟
کایان:دوست داشتن؟کدوم دوست داشتن فقط استفاده میکنم ازش
ویو جونگکوک:
نه نه نه اشغال نمیزارم از سویون استفاده کنی
چند ساعت بعد:
کایان از اتاقش رفت بیرون جونگکوک رفت یه شنود به موبایلش وصل کرد و سریع خارج شد و اون شنود تماس های بعدی کایان و دوستش رو ضبط کرد
برگشت به زمان حال:
ویو جونگکوک:
میدونستم اینطور میشه
از سویون خوشم نمیاد ولی انسانیت نمیذاشت بزارم گیر ادم اشتباهی بیوفته
اعضا سعی کردن سویون رو آروم کنن
نامجون اروم رفت پیش جونگکوک
نامجون:جونگکوک حالا فهمیدی
جونگکوک:چیو؟
نامجون:اینکه سرد بودن تو با سویون نه تنها به زندگی خودتون کمک نکرد بلکه اونو گیر یه ادم اشتباه انداخت
جونگکوک سکوت کرد
چون برای اولین بار فهمید
شاید دلیل درد کشیدن های سویون واقعا کسی به جز خودش نیست
لیلیلیلیلیلیلی
اینم آخرین پارتی که امروز قول دادم میزارم
راستی یه نکته
شاید این رمان تعداد پارت هاش کمتر بشه چون داستان روند سریع داره البته خیلی کمتر نمیشه ولی از ۳۰ تا شاید به ۲۰ تا تغییر کنه
حمایت کنید عزیزای دلم🌷
دیدگاه ها (۱)

dark life = 40

My‌ little marshmallow∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆p22اما جونگکوک نم...

𝓣𝓱𝓮 𝓟𝓻𝓲𝓷𝓬𝓮’𝓼 𝓒𝓱𝓸𝓲𝓬𝓮Part 27صبح روز بعد، هوسوک برای جلسه از مه...

چند‌پارتی‌ &تهیونگ&وقتی:``توی‌ مدرسه‌ باهم‌ رقابت‌دارید‌ولی....

از اون روز به بعد خیلی معلم درگیر بودحالا...حالا شاید اشتباه...

Destiny part 11

^فیک جونگکوک^(پارت‌؟)

╰┈➤ 𝑷𝒂𝒓𝒕 1. وقتی پریودی و.......

چند پارتیـــــــــ🩷🍼ـــــــــوقتی میخوای خبر بارداریتو بهش ب...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁶⁷ویو: اتچند ساعت گذشته بود، ولی ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط