شعری از کارل سندبرگ

شعری از کارل سندبرگ
برگردان فرشته وزیری نسب

دریا هیچ وقت قرار ندارد
بی قرار به ساحل می کوبد
چون قلبی جوان،
شکارچی.

دریا حرف می زند
و فقط قلب های توفانی
زبانش را می فهمند
چهره مادری تندخوست
به هنگام حرف زدن.

دریا جوان است
توفان پیری اش را پاک می کند
و سنش را کم
صدایش را می شنوم
که بی پروا می خندد.

کسانی که بر دریا می رانند
عاشق آنند
و می دانند که
که زیر نمک های آن می میرند.

دریا می گوید:
بگذار فقط جوان ها بیایند
صورت مرا ببوسند
و به صدای من گوش کنند
من آخرین کلمه ام
و به آنها خواهم گفت
که ستاره ها و توفان ها از کجا می آیند.
دیدگاه ها (۱)

زیبایی این قسمت 🤌🏻💕#بامداد_خمار #ترلان_پروانه #دانیال_پورصبا...

آدم‌ها فکر می‌کنند رفتن، نقطه‌ی پایانِ یک رابطه است؛ اما حقی...

#تولدم.مبارک🙏😀🎂👏👏👏...رویاتو نباز،...دنیا هنوز قشنگیاشو داره👌...

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِاَلسَّلامُ عَلَیکمْ یا ...

«فَصلُ‌الخِطابِ بَهرام مُحَمَّدی: انهدامِ سیستمیِ مافیا و مس...

«فَصلُ‌الخِطابِ بَهرام مُحَمَّدی: انهدامِ سیستمیِ مافیا و مس...

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِاَلسَّلامُ عَلَیکمْ یا ...

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِاَلسَّلامُ عَلَیکمْ یا ...

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِاَلسَّلامُ عَلَیکمْ یا ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط