( بوسه دردناک )
( بوسه دردناک )
پارت ۹۰
هوا به شدت سرد بود تا حدی که گونه هایش قرمز رنگ و پلک هایش میلرزید لیوان را به نرمی روی کاشی های سرد گذاشت سپس آروم سیگار را در میان دو لب هایش گذاشت کلافه و خسته حتی نمیدانست که فندکش تو کدوم جیب شلوارش بود ... دستش را درون جیب تنگ شلوارش نمود سپس آن تیکه فلز را برداشت و سیگارش را روشن کرد
الکس با دیدن تهیونگ چشم هایش پر از اشک شدن سپس با قدم های آرامش رفت بلافاصله آن نگاه خماری روش دوخته شد
الکس آروم روبه روش نشست سپس با چشم های پر از اشکش آروم گفت
الکس : چرا با خودت اینکارو میکنی
تهیونگ پوزخندی زد سپس کل آن دود را وارد ریه هایش کرد سپس دود ای که از ریه هایش بیرون آمد درست تو صورت الکس خورد
پلک رو هم گذاشت و آروم گفت
الکس : با این کارات داری منم با خودت دود میکنی
تهیونگ: نیازی دارم ؟ ..
الکس : معلومه که داری نیازت ته مینه و من !
باز هم سیگار را روی لب پایین اش گذاشت سپس آن بو را با لب هایش کشید در ریه اش آروم سمت الکس رفت بلافاصله سیگار را برداشت سپس کله آن دود را از میان لب هایش روی صورت الکس رها کرد
الکس تند صرفه ای زد تهیونگ تلخ و خشک گفت
تهیونگ: نیازم تویی ؟ ... این سوال منه از خودم
الکس : گذشته رو ول کن .. بیا از اول شروع کنیم میدونم تقصیر منه همش تقصیر منه.. نباید ولت میکردم
تهیونگ: تو ولم کردی ؟ .. درسته ولی مقصرش تو نیستی
آروم همان طور که نزدیکش بود چونش را روی شانه الکس گذاشت سپس دود لب هایش را رها نمود آن هم روی موهای زیبا الکس و کردن خوش بو حاصل از عطر گل رز....
الکس به هیچوجه شوکه نبود بلکه انتظار اینو داشت .. آروم دست اش را از شانه اش گرفت و سمته گردنش کشید این حرکتش تهیونگ را بیشتر به مرز تحریک و س*کس میبرد آروم هر دو دست های مردونه اش را دور پهلو های الکس گذاشت سپس سمت خودش کشاند و ازش درخواست نشست روی کمربندش را کرد ...
الکس چی اونم هم تشنه معشوقه اش بود اون هم میخواست تهیونگ ماله خودش باشه خودش ماله تهیونگ ؟ ..
همانطور که روی پاهایش نشست سپس تهیونگ بیشتر صورتش را تو گردن الکس پنهان کرد خیلی نرم و با عشق لذت زیاد و البته عشق بازی
محکم تر به خودش فشرد اش ... تو گردن الکس آروم گفت
تهیونگ: نیازم همینه ...
الکس : من اینجام تا زخمات رو درمان کنم
تهیونگ: تو زخم های منو درمان کردی .. همشون بجز یکی
پارت ۹۰
هوا به شدت سرد بود تا حدی که گونه هایش قرمز رنگ و پلک هایش میلرزید لیوان را به نرمی روی کاشی های سرد گذاشت سپس آروم سیگار را در میان دو لب هایش گذاشت کلافه و خسته حتی نمیدانست که فندکش تو کدوم جیب شلوارش بود ... دستش را درون جیب تنگ شلوارش نمود سپس آن تیکه فلز را برداشت و سیگارش را روشن کرد
الکس با دیدن تهیونگ چشم هایش پر از اشک شدن سپس با قدم های آرامش رفت بلافاصله آن نگاه خماری روش دوخته شد
الکس آروم روبه روش نشست سپس با چشم های پر از اشکش آروم گفت
الکس : چرا با خودت اینکارو میکنی
تهیونگ پوزخندی زد سپس کل آن دود را وارد ریه هایش کرد سپس دود ای که از ریه هایش بیرون آمد درست تو صورت الکس خورد
پلک رو هم گذاشت و آروم گفت
الکس : با این کارات داری منم با خودت دود میکنی
تهیونگ: نیازی دارم ؟ ..
الکس : معلومه که داری نیازت ته مینه و من !
باز هم سیگار را روی لب پایین اش گذاشت سپس آن بو را با لب هایش کشید در ریه اش آروم سمت الکس رفت بلافاصله سیگار را برداشت سپس کله آن دود را از میان لب هایش روی صورت الکس رها کرد
الکس تند صرفه ای زد تهیونگ تلخ و خشک گفت
تهیونگ: نیازم تویی ؟ ... این سوال منه از خودم
الکس : گذشته رو ول کن .. بیا از اول شروع کنیم میدونم تقصیر منه همش تقصیر منه.. نباید ولت میکردم
تهیونگ: تو ولم کردی ؟ .. درسته ولی مقصرش تو نیستی
آروم همان طور که نزدیکش بود چونش را روی شانه الکس گذاشت سپس دود لب هایش را رها نمود آن هم روی موهای زیبا الکس و کردن خوش بو حاصل از عطر گل رز....
الکس به هیچوجه شوکه نبود بلکه انتظار اینو داشت .. آروم دست اش را از شانه اش گرفت و سمته گردنش کشید این حرکتش تهیونگ را بیشتر به مرز تحریک و س*کس میبرد آروم هر دو دست های مردونه اش را دور پهلو های الکس گذاشت سپس سمت خودش کشاند و ازش درخواست نشست روی کمربندش را کرد ...
الکس چی اونم هم تشنه معشوقه اش بود اون هم میخواست تهیونگ ماله خودش باشه خودش ماله تهیونگ ؟ ..
همانطور که روی پاهایش نشست سپس تهیونگ بیشتر صورتش را تو گردن الکس پنهان کرد خیلی نرم و با عشق لذت زیاد و البته عشق بازی
محکم تر به خودش فشرد اش ... تو گردن الکس آروم گفت
تهیونگ: نیازم همینه ...
الکس : من اینجام تا زخمات رو درمان کنم
تهیونگ: تو زخم های منو درمان کردی .. همشون بجز یکی
- ۱۵.۳k
- ۳۰ مرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط