سناریو

سناریو
وقتی فکر می کنی خونه نیستن و توی ذهنت بلند بلند باهاشون دعوا میکنی 🤣😐

نامجون:( دستاشو میبره بالا) من تسلیمم 😐

جین: داری با کی انقدر خشن دعوا میکنی ؟😐🤣

شوگا: ( از پشت نگاهت میکنه) بیا منو بزن راحت شو به اون دیواره بدبخت چیکار داری 😐

کوک: عزیزم....اینجا خونس یا میدان جنگ 😐

جیهوپ: ات....دیوونه شدی

جیمین: بیا با خودم دعوا کن با اون موچی و عروسکا چیکار داری 😐

تهیونگ:( میاد خونه) صدات تا کوچه میاد 😑


میدونم افتضاح شد 🤧😔
دیدگاه ها (۸)

Multi-Part: 5When you were pregnant, you went to the gym wit...

این رمان ماله من نیس ماله دوستمه ایدیش @hstyg80

((جوانه عشق در قلبی سنگی))Part:20(ویو لارا)وقتی که جونگکوک ...

مثلا وقتی بارداری و باهاشون دعوا میکنی مقصر اونا هستن اما قب...

╰┈➤ 𝑷𝒂𝒓𝒕 2 وقتی یکی تورو کتک زده و جیمین باخبر میشه...«ویو ا...

(توکیو ریونجرز به عنوان دوست پسر )‌☆سانزو☆‌_بسیار جاذاب ‌_عش...

P4ویو چیفویو:نمیدونم چرا از وقتی فهمیده امگا ام و یا بهتر بگ...

شاهزاده دوست داشتنی من

استاد من ۳

چند پارتی درخواستی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط