روی لبهای تو لبهای کسی جا مانده

روی لبهای تو لبهای کسی جا مانده
روی این شهد عسل، طعم گسی جا مانده

نکن انکار و نیا سوی من و بوسه نخاه
در نفسهای تو هرم نفسی جا مانده

سهم عاشق شدنم حسرت آغوشت بود
آه از آغوش تو که در هوسی جا مانده

بیخیال من و پرواز، تو نفرین شده ای
در هوای پر و بالت قفسی جا مانده

کوچ کرده ست بهار و همه جا خش خش برگ
از گل سرخ فقط خار و خسی جا مانده

گریه کردم که تو پیدا شوی و.. یافتمت
بر دلت حیف سرانگشت کسی جا مانده
دیدگاه ها (۱)

روی لبهای تو لبهای کسی جا ماندهروی این شهد عسل، طعم گسی جا م...

روی لبهای تو لبهای کسی جا ماندهروی این شهد عسل، طعم گسی جا م...

روی لب های تو لب های کسی جا ماندهروی این شهد عسل، طعم گسی جا...

عدسی وقت پختن، از ماشی روی پیچید و گفت این چه کسی است ماش خن...

افسانه مهدویان شاعر تهرانی

کپی ممنوع

کپی ممنوع

«عندما تکَون بجـانبی لا احتاج ای شـی اخـر»وقتی که کنارمی به ...

*وای از موی بلندِ تو، وَ آن روسریتوای از چشمِ صمیمانۀ خاکستر...

سخت تــرین                 کارِ دنـــیا     دوست نداشتن توسـ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط