حکم کردم دل ولیکن اول بازی برید
حکم کردم "دل"، ولیکن اول بازی بُرید
دل بدستش داده بودم پس چرا دل میبرید
نوبتی دیگر گذشت و نوبت من باز شد
شک و تردید صدور "حکم" هم آغاز شد
چشم در چشم حریف و دیگری بر دست یار
بر زمین انداختم "سرباز دل" را بیقرار
اشتباهی کرده بودم "آس دل" دستش نبود
هیچ خالی مثل خال هندوی مستش نبود
"شاه" داشت اما حریفم "بی بی دل" را ربود
برگ های بیثمر از دست من افتاده بود
بعد از آن بازی نگشتم من دگر گرد قمار
نه گذر کردم از آن کوچه، نه آن شهر و دیار
#ارس_آرامی
دل بدستش داده بودم پس چرا دل میبرید
نوبتی دیگر گذشت و نوبت من باز شد
شک و تردید صدور "حکم" هم آغاز شد
چشم در چشم حریف و دیگری بر دست یار
بر زمین انداختم "سرباز دل" را بیقرار
اشتباهی کرده بودم "آس دل" دستش نبود
هیچ خالی مثل خال هندوی مستش نبود
"شاه" داشت اما حریفم "بی بی دل" را ربود
برگ های بیثمر از دست من افتاده بود
بعد از آن بازی نگشتم من دگر گرد قمار
نه گذر کردم از آن کوچه، نه آن شهر و دیار
#ارس_آرامی
- ۳۸۶
- ۱۰ مهر ۱۴۰۰
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط