فراموشی

فراموشی
که یه دفعه با صدای بلندی فریاد کشید: یاااااااااا
ترسیده سرمو بالا آوردم که با قیافه فوق کیوتش که دلم میخاست همین الان قورتش بدم مواجه شدم.
سرمو به طورت سوالی تکون دادم که صداشو بچگونه کردو ادامه داد:چرا انقدر گریه کردی اتتتت؟!
آخرشو با داد کیوتی گفت که سریع بغلش کردم.
وقتی از بغلش در اومدم دستشو روی چشمام کشیدو ادامه داد:میدونی نباید این مرواریدارو برای هرکسی هدر بدی!
با این حرفش ادامه دادم:ولی اونا برای هرکسی هدر نرفتن!
برای صاحبشون بود.
با این حرفم لبخندی زد که از چشمم دور نموند.
دستشو به نشونه علامت سوال جلوم‌گرفتو گفت:.....
ادامه دارد....
گایز حمایت خیلی خیلی کم شده!
دیدگاه ها (۲۰)

ارباب سختگیر!که با تعجب بهم نگاه کرد.بدون توجه به نگاهش محکم...

معلم منکوک هم همونجا بودو داشت ازش فیلم می‌گرفت.به سمتش رفت...

گایز فیکارو ادامه بدم؟!

https://rubika.ir/joing/EEHBIFBF0CBPYINMTTMHQVASJMZXSYFEدنبا...

╭────────╮ ‌ ‌ ‌ 𝐚 𝐬𝐢𝐩 𝐨𝐟 𝐲𝐨𝐮 ‌ ╰────────╯جـ...

سناریو فیلیکس

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط