خبرت هست یکی، عاشقِ چشمانِ تو است

خبرت هست یکی، عاشقِ چشمانِ تو است
بُرده اۍدل ز دلش سخت پریشانِ تو است

زده ای تخت در آن قصرِ خیـالـش تو ولی
شده اۍشاه دلش گوش به فرمانِ تو است

روز و شب خواب ندارد، شده رسوا بـه خدا
خونِ این شاعـرِ عاشق بـه گریبانِ تو است
دیدگاه ها (۰)

بر سر تربت ما چون گذری...

۲۷ شهریور، روز شعر و ادب فارسی و بزرگداشت استاد شهریاربه یاد...

پدرم نیست ...

#تاج_و_طوفانپارت ۱۹۵: بازگشت ولیعهدتهیونگ آروم در زد و بعد خ...

آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا؟بی‌وفا حالا که من افتاده‌ام...

سناریو تک پارتی مویچیرو(درخواستی)موضوع : اعترافتو یکی از هاش...

name:𝓣𝓱𝓮 𝓢𝓹𝓵𝓮𝓷𝓭𝓸𝓻 𝓸𝓯 𝓟𝓲𝓰𝓶𝓮𝓷𝓽 𝓲𝓷 𝓽𝓱𝓮 𝓓𝓪𝓻𝓴𝓷𝓮𝓼𝓼.part ¹Season:¹....

محمد زکریا طبیب رازی راکه فیلسوف عجم بود و اوستاد عرببه فن ف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط