مهربان نیستم ،

مهربان نیستم ،
نه گلی برایت آورده ام، نه آغوش گرمی..
تنها دوستت داشته ام، پریشان و آشفته!
با ضربه های مضطربِ قلبم ،
که آرامشِ آهنگینت را به هم می ریزد!
با انگشت های کوچکی که جای رویا
مدام برایت کلمه به هم می بافند..
کنارت نبوده ام ،
هرگز شبی
با زمزمه های من به خواب نرفته ای اما ،
این شعر برای نوازشِ توست..
چند خط برای بوسه ،
چند خط برای شب خوش.
مهربان نیستم
اما به من بگو:
دستی که می نویسد
از دستی که لمس می کند ، سخاوتمندتر نیست؟!
دیدگاه ها (۳)

ﺑﺮﺍﯼ ﺁﻏﺎﺯ ﺩﻭﺳﺘﯽ... ﯾﮏ ﺳﻼﻡ ﻭ ﯾﮏ ﻟﺒﺨﻨﺪ …و ﺑﺮﺍﯼ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﺍﺵ …ﯾﮏ ﻋﻤ...

محبوبِ من ...بعد از توگیجمخالی اممنگم.بر داربستی از"چه خواهد...

گیرم اصلا همه ی دار و ندارم برودبعد پاییز بیاید که بهارم برو...

اگر دلیل دوستیهاصرفا دانش آدمهاباشدکتابخانه هابهترین دوست در...

پارت ۸۸ | «ده ثانیه در تاریکی...»دو روز بعد...شرکت از صبح شل...

.𝓟𝓪𝓻𝓽 ³⁰. 𝑚𝑎𝑛𝑑𝑎𝑡𝑜𝑟𝑦 𝑠𝒉𝑎𝑟𝑒..𝓶𝓪𝓷𝓭𝓪𝓽𝓸𝓻𝔂 𝓼𝓱𝓪𝓻𝓮.تهیونگ نگاهش رو ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط