💫گنجشکی به خدا گفت: لانه کوچکی داشتم، آرامگاه خستگیم، سر

💫گنجشکی به خدا گفت: لانه کوچکی داشتم، آرامگاه خستگیم، سر پناه بی کسی‌ام بود، طوفان تو آن را از من گرفت! کجای دنیای تو را گرفته بودم؟

خدا در جواب گفت: ماری در راه لانه ات بود. تو خواب بودی، باد و باران را گفتم لانه ات را واژگون کند، آنگاه تو از کمین مار پر گشودی.
چه بسیار بلاها که به واسطه محبتم از تو دور کردم و تو ندانسته به دشمنی‌ام برخواستی!

خدایا حُکم و حِکمت در دست توست! واسه داده ها و نداده هات شُکر
دیدگاه ها (۴)

گنجشکی به خدا گفت؟ لانه کوچکی داشتم، آرامگاه خستگیم سر پناه ...

گنجشکی به خدا گفت؟لانه کوچکی داشتم، آرامگاه خستگیم سر پناه ب...

گنجشکی به خدا گفت؟ لانه کوچکی داشتم، آرامگاه خستگیم سر پناه ...

گنجشکی به خدا گفت؟ لانه کوچکی داشتم، آرامگاه خستگیم سر پناه ...

گنجشکی به خدا گفت؟ لانه کوچکی داشتم، آرامگاه خستگیم...

گنجشکی به خدا گفت؟لانه کوچکی داشتم، آرامگاه خستگیم سر پناه ب...

گنجشکی به خدا گفت؟لانه کوچکی داشتم، آرامگاه خستگیم سر پناه ب...

***گنجشکی به خدا گفت: ...

𖧷–·–·–·–·–·–·–·–·–·–·–·–𖧷گنجشکی به خدا گفت: لانه کوچکی داشتم...

گنجشکی به خدا گفت؟ لانه کوچکی داشتم، آرامگاه خستگیم سر پناه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط