آنقدر مرا سرد کرد از خودش...

آنقدر مرا سرد کرد از خودش...
از عشق...
از باورها...
که حالا به جای دل بستن،
یخ بسته ام!!!
روی احساسم پا نگذارید؛
لیز میخورید.
دیدگاه ها (۲)

bts

پارت ۲۹همه‌چیز در چند ثانیه به آشوب کشیده شد.پدرم مرا پشت خو...

وقتی بچتون گم میشه P¹امروز قرار بود لونا رو ببرم پارک امادش...

نام رمان: در سایه‌ی پناهگاه شیرینپارت ۳: پناهگاه تاریکجونگ‌ک...

پلک زدن هم گاهی زیادی طولانیست، وقتی دل از تماشای یک نگاه سی...

پارت دهم نامجون کلافه و از خجالت داغ‌شده، هر دو دستشو کشید ر...

خدایا تو خود این وجود مرا سراسر همه تار و پود مرابه عشق و به...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p15صبح روز بعد، نینا دیرتر از همیشه از خو...

پارت پنجم: دفاعِ غیرمنتظرهته‌سوک به لبه‌ی میز تکیه داد و با ...

#عشق_سمی #پارت_دوم(این رمان فیکشن و فیک است و ربطی به دنیای ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط