دانه های آبان را سر انداختم

دانه های آبان را سر انداختم
سی دانه ...
یک عشق از زیر ،
یک خوشی از رو
تا گره بخورند در هم
شالی شود بر روی دوشت
تا از سردی روزگار نرنجی !

عصرتون عالی
دیدگاه ها (۱)

تو را می خواهم برای پنجاه سالگیشصت سالگیهفتاد سالگیتو را می ...

فصل فصلم هجوم #آبان هاستتُف به جغرافیای تنهایی...

بعضی ها مثله دسته ‏‎صندلی سینما میمونن‏‎معلوم نیس مال توئه ی...

-تو نباشی ؛من و این پنجره ها هم زردیم .شاید آخر ، سر پاییز ت...

P11#کامل‌و‌ناقص پیرمرد بدون اینکه به یرین نگاه کنه زیر لب با...

P12#کامل‌و‌ناقص تنها حسن این حجم از کار, این بود که زیاد با ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط