سهمیه ای....!!!!

سهمیه ای....!!!!

سهمیه ات نوش جانت...!!!

یادت باشد سهمیه ای کسی نیست که من و تو خیلی راحت در باره اش قضاوت میکنیم...

یادت باشد...

همین دختر سهمیه ایست که وقتی تو سر کلاس های کنکور انچنانی نشسته بودی....

او در ناصر خسرو به دنبال داروهای پدرش بود...

این همان دختریست که وقتی نیمه شب کنج خانه درس می خواند....

ناله های پدرش روحش را خراش میداد...

این همان دختریست که ..

روز کنکورش با سرفه های خشک و درد اور پدرش بدرقه شد ..

در حالیکه میتوانست چیزهای دیگری اورا بدرقه کنند...

سهمیه اش ارزانی تو عزیزه من!!!

حاضری یک لحظه طعم جای او بودن را بچشی؟؟؟؟

حاضری؟؟؟
دیدگاه ها (۵۵)

روزگاری این کلاه ها....سر، سرهایی بودند که....از خیلی ها سر ...

سلام ای روح پاک اسمانی...سلام ای فریاد رسای الله اکبر...سلام...

هیچ کس نمی فهمید...بیمار نبود...!!!هذیان هم نمی گفت...!!!هیچ...

شهدا دعا داشتند...ادعا نداشتند...نیایش داشتند...نمایش نداشتن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط