«ایا به پری دریایی باور داری؟»

«ایا به پری دریایی باور داری؟»

part-10


ویو جونگکوک*
یکی ، یکی،اتاق های بار رو باز میکردم ، تا به اخرین اتاق رسیدم ، در قفل بود در رو شکستم و وارد شدم اون عوضی داشت از فرصت استفاده میکرد و وقتی که لیا بیهوش بود لبش رو لب لیا گذاشته بود و داشت لباسش در میاورد سریع هولش دادم و لیا رو براید استایل بغل کردم، که اومد سمتم و گفت ....
مایک: عوضی ، اون دختر رو بده به من
و من با مشت به صورتش زدم و اون صورتش رو محکم گرفت و با پام هولش دادم و از اتاق اومدم بیرون و در رو قفل کردم و از پارتی اومدم بیرون و با لیا سوار ماشین شدم و بعد لیا رو صداش کردم ....
جونگکوک: لیا ، لیا بیدار شو
منو ببخش ، لیا خوبی ....، لیا بیدار شو ...‌
یهو لیا کم کم چشماش رو باز کرد و گفت .....
لیا: اروم باش من خوبم(با لحن گرفته و اروم)
و بعد سر منو رو سینش گذاشت .....
و شعر مادرم رو برام خوند .....
جونگکوک: منو ببخش اگه حواسم بهت بود اینطوری نمیشد
لیا: جونگکوک من خوبم ، باشه ؟؟؟
توی روز های اخر عمرم باید از زندگیم لذت ببرم ....
جونگکوک: چییی؟؟؟ روز های اخر زندگی ؟؟؟؟
لیا: ولش کن، هیچی نیست ، منو به دریا میبری ؟؟؟
جونگکوک: معلومه
و بعد سرم رو از روز سینش برداشتم و ماشین رو روشن کردم.....


«پرش زمانی به کنار دریا»

ویو لیا*
جونگکوک منو به دریا رسوند خودش تبدیل به پری دریایی شد و کمکم کرد تا شنا کنم .......

ویو جونگکوک*
همه چی بهم ریخت امشب میخواستم به لیا اعتراف کنم و بگم که چقدر برام عزیزه ولی بخاطر من نزدیک بود اسیب ببینه ......


«پرش زمانی به روز تولد جونگکوک»

ویو لیا*
امشب شب اخر زندگیمه دلم برای جونگکوک خیلی تنگ میشه ......

ویو جونگکوک*
امشب به لیا اعتراف میکنم ....

«پرش زمانی به شب »

ویو جونگکوک*
همه چی عالیی بود و با لیا کلی خوشگذروندیم که لیا حالش بد شد و کمکش مردم کنار ساحل بشینه ....
که یهو لیا داشت محو میشد
جونگکوک: لیا ، لیا خوبی ؟؟؟
لیا: اره جونگکوک فقط دارم میمیرم ممنونم شب اخر زندگیم رو برام بهترین کردی ، ازت ممنونم
جونگکوک: نه لیا ، نه ( با گریه)
جونگکوک: نه من نمیزارم
لیا: ازت ممنونم جونگکوک عزیزم
خداحافظ برای همیشه ....
جونگکوک: لیا ، نه ......
لیا من دوست دارم ، خیلی وقته که دوست دارم تو رو خدا نرو برام بمون لیا نه .....
لیا: جونگکوک، یکی بهتر از من پیدا میکنی
جونگکوک: نه من تو رو میخوام ، لیا(با داد و گریه)
لیا : دوست دارم ‌....
جونگکوک: لیا .....(با گریه)
تو هم منو تنها گذاشتی .......

ویو نویسنده٬
جونگکوک شروع به خوندن اهنگ مادرم کرد ولی این بار یه چیزی فرق داشت هرچی بیشتر اهنگ رو میخوند بیشتر یاد لیا می افتاد و زمه زمه کرد ....
جونگکوک: لیا تو راز من بود پیوند ما جهان رو جاودانه میکنه لیا عزیزم .....
دیدگاه ها (۸)

«ایا به پری دریایی باور داری؟» part-ادامه پارت ۱۰ویو جونگکوک...

«ایا به پری دریایی باور داری؟»part-اخرویو جونگکوک٬من خودمو ف...

زیبا به حمایت نیاز داره 💙💙 @vv_hh حمایت کنین ازش قشنگای من 💋...

راستی قشنگااین لباس لیا برای پارتی جیمینه 💞

«ایا به پری دریایی باور داری؟»part-3 «پرش زمانی به ۱ ماه بعد...

«ایا به پری دریایی باور داری؟» Part-4ویو لیا*به جونگکوک گفتم...

«ایا به پری دریایی باور داری؟» part-2ویو جونگکوک*دنبال صدا ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط