مجنون از روی سجاده شخصی عبورکرد مرد نمازرا شکست و گفت :مر

مجنون از روی سجاده شخصی عبورکرد مرد نمازرا شکست و گفت :مردک درحال رازونیاز باخدا بودم برای چه این رشته را بریدی؟ مجنون لبخندی زد وگفت :عاشق بنده ای بودم و تورا ندیدم، تو عاشق خدابودی چگونه مرا دیدی؟!
دیدگاه ها (۱)

پارت سه

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 140♡⁠。⁠)⁩و سریع...

✦ اولین گناه ✦فصل هشتم: صبحی که هیچ‌کس انتظارش را نداشت---نی...

Part 2

مـــرا بـه رنـــگ آبـی دربـیــاور ۱۸" در آغوش رویای آبی ات "...

True Love①⑤این وسط عوضی خیانکار منم... سرم خیلی درد میکرد نم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط