نگاهش را دوست داشتم،

نگاهش را دوست داشتم،
درست است پرتِ دیگری بود،
اما من پرتِ او بودم...
دیدگاه ها (۱)

پایــــیز؛پنجره‌ایست که از اتــاق من به هوای "تــــو" بـــاز...

دیروز ...قصد داشتم‏‎دستِ اتفاق را بگیرم تا نیفتد..!‏‎اما ......

یتیم‌ها...به نام مادرشان حساس‌ترند و پنجره‌ها به نام تو تا ص...

ماه ، شایدفرزند نداشته ی ماست !زیبایی اش به تو رفتهتنهایی اش...

من او را دوست داشتم او دیگری را دیگری دیگری را...

خواهی رنجید . .در عشق دیگری، درست مانند همان که تورا دوست دا...

من اگه بودم دوست داشتم نارنگی باشم 😂😂

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط