‌‌‎ ‌‌‎‌‌‎‌ ᬼ🥀 ‌‌‎‌‌شعرهای باران زده🥀ᬼ ‌‌‎‌‌‎‌‌‎

‌‌‎ ‌‌‎‌‌‎‌ ᬼ🥀 ‌‌‎‌‌شعرهای باران زده🥀ᬼ ‌‌‎‌‌‎‌‌‎

✍🏼جبران خلیل جبران

اما شناختن را که آموختم

من لبان خویش را با آتشی مقدس تطهیر کردم
تا از عشق سخن بگویم
اما وقتی دهان گشودم
زبانم بند آمده بود
پیش از آن که عشق را بشناسم
عادت داشتم نغمه های عاشقانه سر دهم
اما شناختن را که آموختم
کلمات در دهانم ماسید
و نواهای سینه ام در سکوتی ژرف فرو افتادند

🌺💞🌺
دیدگاه ها (۰)

اینک ، کنار خاطرات خودم ، من نشسته ام باید کتاب زندگی ام را...

به این هوای سرد پاییزی و زوزهای خشمگین باد و نم نم برف و بار...

قاسم عبدالهی

𝑻𝒉𝒆 𝒑𝒂𝒔𝒕 𝒄𝒂𝒏𝒏𝒐𝒕 𝒄𝒐𝒎𝒆 𝒃𝒂𝒄𝒌‌‌ ' آنچہ گـــذشت بازگش...

‌‌ ‌‌ ‌‌ ‌‌ممنونمم از وجود همتون ، واقعا وجود تک تکتون برام...

ام ......

$$$$$$$$$$$$ جنیلیسا

𝖍𝖆𝖙𝖆 𝖆𝖌𝖊 𝖇𝖊𝖒𝖎𝖗𝖆𝖒𝖆𝖒

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط