دم غروبی حس کردم

دم غروبی حس کردم
دلم برای هیچ‌کس و هیچ‌چیز به جز تو تنگ نیست.
دلم می‌خواست باهات حرف ‌بزنم.
دلم می‌خواست بهت بگم انقدر که به تو فکر می‌کنم، به یاد خودم نیستم.
بهت بگم برای چند لحظه هم که شده همه رو به جز من از دنیات بذار کنار.
بهت بگم یه‌جوری بغلم کن که انگار بار بعدی برات وجود نداره.
یه جوری اسمم رو صدا کن که انگار برای آخرین بار می‌تونی صدام رو بشنوی.
می‌خواستم بگم هنوزم صدای نفسهات من رو به زندگی برمی‌گردونه.
می‌خواستم بهت بگم، ولی نگفتم.
من این روزا انقدر بی‌قرار هستم که چشمام، درونم رو زار می‌زنه.
اما وقتی تو ازم خبرنداری، یعنی مدت‌هاست که من رو ندیدی.
ندیدی چون نخواستی.
وقتی نخواستی، یعنی حتی اگه بهت می‌گفتم هم فرقی نمی‌کرد..!
دیدگاه ها (۲)

عزیزدلم اگر همچنان ناراحت یه سری ارتباطات تموم شده هستی خواس...

My wife:@taehyung_1377زندگیم با بودنت خوشه🛐🛐🛐🛐فندق کوچولوی م...

بانو مون هانا کیه اصلا میگن صداش خیلی خوبه؟ صبر کن یعنی نمید...

نه برای اینکه برگردی،نه برای اینکه بفهمی،فقط می‌خوام بگمکه ...

خوبی از حد بگذرد ...

من تو رو از خدا همیشه آرزو می‌کردم… قبل از اینکه مال من باشی...

بَعْضی فِرِشْتِه‌ها یِه رُوز وارِدِ زِنْدِگیِ آدَم می‌شن و ب...

دختری که تصمیم می‌گیره اونی رو که با تمام وجود دوست داره، با...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط