My lovely idol

⁦✿My lovely idol⁦✿
✯part:⁴¹
هیونا تو آینه به خودش نگاه کرد مو هاش خیلی بهم ریخته بود خندید
هیونا: الان درستش میکنم
هیونا مو هاش رو خوشگل شونه کرد حالت کمی بهشون داد و آرایشش رو ترمیم کرد
جیهوپ: آماده ای
هیونا: آره البته
جیهوپ و هیونا باهم رفتن روی صحنه و عالی اجرا کردن هیونا وقتی دید آرمی ها جای هیت دادن دارن با خوشحالی تشویق میکنن انگیزه بیشتری گرفت و بدون استرس ادامه داد
شب هیونا بعد از حموم با خستگی و کوفتگی بلند شد رفت تا به جبری درست بکنه بخوره مشغول آماده کردن شد که دوباره قلبش درد گرفت این دفعه از قبل بد تر بود چون بدن هیونا هم خسته بود توان ادامه دادن نداشت همون جا زانو زد اخم هاش رفته بود توی هم و سعی میکرد دردش رو تحمل بکنه که همون لحظه جونگکوک اومد
جونگکوک: اجرا امشب عالی بود
جونگکوک وقتی وارد آشپزخونه شد با دیدن هیونا با سرعت رفت سمتش
جونگکوک: منو ببین هیونا قرص هات کجاست؟(نگران)
هیونا: توی اتاق اولین کشو تخت
صداش می‌لرزید و چشم هاش پر از اشک شده بود جونگکوک سریع قرص هیونا رو آورد و با لیوان آب بهش داد هیونا سریع دوتا قرص رو خورد آروم آروم قلبش آروم گرفت
جونگکوک: هیونا؟ خوبی؟ (نگران)
هیونا: اهوم
هیونا به جونگکوک تکیه داد و جونگکوک بغلش کرد بوسه ای روی سرش گذاشت هیونا اشک هاش سرازیر شدن ولی صورتش رو توی بغل جونگکوک قایم کرد جونگکوک محکم تر بغلش کرد و نوازشش کرد هیونا یهو بلند شد
هیونا: غذا سوختتتت
و زیر گاز رو خاموش کرد جونگکوک خنده اش گرفت
جونگکوک: حالت بهتره؟
هیونا: اره خوبم ممنون
جونگکوک به هیونا نگاهی انداخت
جونگکوک: امروز یه اجرای سخت و عالی داشتی باید استراحت کنی بشین من غذا آماده میکنم
هیونا: نه خودم درست میکنم
جونگکوک از شونه های هیونا گرفت و نشوندش روی صندلی
جونگکوک: من می‌خوام برای دوست دخترم غذا درست کنم مشکلی هست؟
هیونا: نه
و خندید جونگکوک مشغول آماده کردن غذا شد وقتی تموم شد به هیونا نگاه کرد هیونا سرش روی میز و خیلی کیوت خوابش برده بود جونگکوک میز رو چید و بوسه ای روی سر هیونا گذاشت
جونگکوک: عروسک بلند شو به چیزی بخور بعد بخواب
هیونا چشم هاش رو مالوند و بیدار شد
جونگکوک و هیونا باهم مشغول غذا خوردن شدن ولی هیونا خیلی خیلی خوابش میومد جونگکوک بلند شد میز رو جمع کرد و با هیونا رفتن اتاق
جونگکوک: امشب پیشت می‌خوابم
هیونا: باشه(خوابالو)
⁦(⁠●⁠´⁠⌓⁠`⁠●⁠)⁩
خوشگلا مرسی بابت حمایت 💋✨
_____________________________________
#فیک #بی_تی_اس #جونگکوک #داستان #سرگرم_کننده #کیم_دو_یون #my #BTS
دیدگاه ها (۵)

⁦✿My lovely idol⁦✿✯part:⁴²جونگکوک: امشب پیشت می‌خوابمهیونا: ...

⁦✿My lovely idol⁦✿✯part:⁴³وقت تمدید قرارداد با کمپانی بود و ...

⁦✿My lovely idol⁦✿✯part:⁴⁰هیونا: خب باهام آشتی کردی ؟ جونگکو...

⁦✿My lovely idol⁦✿✯part:³⁹هیونا توی آینه چشمش به جونگکوک افت...

⁦✿My lovely idol⁦✿✯part:²⁴چند ساعت گذشت و هیونا هنوز کار میک...

⁦✿My lovely idol⁦✿✯part:⁵⁰جونگکوک: « ازت متنفرم»؟ زیاد روی ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط