‌‌‌‌

‌‌‌‌
اگر آنسویِ پنجره نشسته‌ای
و صدای باران قرارِ دلت را ربوده
رختِ پاییزی‌ات را به تن کن
و ذوق دلت را قدم بزن
هیچ معلوم نیست
دوباره پاییز باشد
دوباره تو باشی
دوباره قرار دلت ، به بارانی بی‌قرار شود...
دیدگاه ها (۰)

روزیِ صبحِ آسمانِ شما،قاصدک‌های خوش‌خبر باشد...❤

ولی این زندگییه شب خواب آروم و بی‌دغدغهبه ما بدهکاره ...

و "امید" را مداد ماهیچوقت کمرنگ ننوشت...

تقدم به دوستان .‌ با صدای بلند گوش کنید و لذت ببرید🥰گاهی...ی...

گذر کن...از هر دستی که رهایت کرد،از هر فصلی که تمام شد،از هر...

مردی در ساحل...[پارت ششم]روز بعد...از صبح باران ریزی می‌باری...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط