شاهزاده و شوالیه پارت

(شاهزاده و شوالیه) پارت ۲

میتسوکی : باکوگو بدو اماده شو

باکوگو : خفه شو اخه کی خواست شوالیه ی اون دکو بشه

میتسوکی : هی یادت نره اون یه شاهزادست

باکوگو : برام مهم نیستتتتتت

میتسوکی : هی مگه خودت وقتی ازش جدا شدی ناراحت نبودی اون همه گفتی ما تورو از کسی که دوسش داشتی جدا کردیم

باکوگو : (گونه هاش سرخ شد و داد زد) نخیرممممممم من هیچ وقتی همچین حرفی نزدممممم

میتسوکی : باشه اگه نمی خوایی بری نرو (با پوزش خند)

باکوگو : میرممممممم

میتسوکی : برا دیدن شاهزاده ؟ (با لبخند)

باکوگو : نخیرمممممم میرم به همه ی اونایی که قرار باهام رقابت کنن نشون بدم من از همه قوی ترم

ادامه پارت بعد 👾
ببخشید کم شد 🙏
دیدگاه ها (۵)

(تلاش برای نجات یک دوست از تاریکی) پارت ۴۶*کیریشیما زنگ زد ب...

(تلاش برای نجات یک دوست از تاریکی) پارت ۴۷دکتر : ایزوکو متاس...

(شاهزاده و شوالیه) پارت ۱(داستان)روزی در کشوری قدرت مند دو ب...

(تلاش برای نجات یک دوست از تاریکی) پارت ۴۵ دکتر : خب مچ بندت...

(شاهزاده و شوالیه) پارت ۳باکوگو : نخیرمممممم میرم به همه ی ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط