PR

#P𝗔R𝗧 : 33
#𝗖r𝗲e𝗽y_𝗟o𝘃e
عـشـقِ تَـرسـنـٰاک
✦...............................
تهیونگ:کسی مثل تو لیاقتش رو داره ، که هرشب زیر کتک هاش جون بده نه خواهر من!!
لبخندش محو شد از اعصبانیت صورت سفیدش قرمز شده بود..با غیض گفت
هانول:من نقطه ضعفت رو خوب میدونم جناب کیم تهیونگ...با من بد نباش من دشمنت نیستم
تهیونگ:کوچیکترین صدمه ای که به لارا بزنی..نگاه نمیکنم دوستمی یا دشمنی جوری نابودت میکنم که انگار "لیدی گلادیاتوری" وجود نداشته
هانول:منو تهدید نکن "مستر وی" میدونی که منم دست کمی از تو ندارم فرقمون اینه که تو نقطه ضعیفم رو نمیدونی بخاطر رفاقتی که قبلا باهات داشتم هیچی نمیگم.
تهیونگ"هردومون از لقب هایی که مربوط به گذشته بود استفاده کردیم لقب هایی که کلی راز پشتشون قایم شده بود
تحمل حرف هاشو نداشتم قطعا اگه یکم دیگه باهاش بحث میکردم همه چیز رو میزاشت کف دست لارا..اونوقت دیگه حتی نگاهمم نمیکرد
به سمت اتاق رفتم با یاد اوردی گذشته اعصابم خراب شد چیزی نمیتونستم بهش بگم چون به ضرر خودم بود و از یه طرف هی تهدیدم میکنه که نقطه ضعفم رو میدونه موضوع از چیزی که هست خطرناک تره محاله هانول بخاطر جونگکوک بخواد گذشته ای که بر علیه خودشم هست رو فاش کنه...
جلوی اتاق وایستادم لباسم رو مرتب کردم
در رو باز کردم سرمو بالا گرفتم با دیدن کوک که ل*باش روی ل*بای لارا بود خشکم زد کوک خونسرد از لارا جدا شد و برگشت با دیدنم به سمتم اومد با پرویی جلو روم وایستاد یقشو گرفتم و مشتی کوبیدم توی صورتش ریاکشنی نشون نداد ریلکس نگام میکرد که داد زدم
تهیونگ:چطور جرعت میکنیییی
کوک اروم ولی جدی گفت
جونگکوک:صدات رو بیار پایین!
خنده عصبی کردم و گفتم
ته:عو*ضی من به تو اعتماد داشتم
جونگکوک:چیکار کردم مگه؟تو عاشق شدن رو جرم میدونی؟
خندیدم ، جونگکوکو عاشق شدن؟صدای خندم بلند تر شد که کوک گیچ نگاهم کرد
تهیونگ:تویی که فقط دخترارو به چشم یه عروسک میبینی حرف از عاشق شدن میزنی؟یکم خنده دار نیست
جونگکوک به چشم هام زل زد که گفتم
تهیونگ:هانول چی؟مگه عاشقش نبودی؟
جونگکوک:اره عاشقش بودم ولی دیگه نیستم هانول خیلی وقته از قلبم پاک شده
تهیونگ:میدونی یکم پیش هانول داشت منو با چه چیزی تهدید میکرد؟
جونگکوک:میدونم.. هممون رو به بازی گرفته هیچ جوره به بامن بودن قانع نمیشه
تهیونگ:هممون؟
جونگکوک:من تو جونگ اوک میکا جکسون
تهیونگ:دوباره..تاریخ داره تکرار میشه نه؟خسته شدم از این بازی هاتون درسته قبلا باهاتون بودم و فقط بخاطر پول بود که توی تیمتون بودم
جونگکوک:تیمی وجود نداره همچی بعد رفتن تو و هانول خراب شد.
کاش واقعا میشد گذشتمو پاک کنم یا به گذشته برگردم و خیلی چیز هارو تغییر بدم مثل اشنایی با جونگکوک جونگ اوک جکسون میکا...
همشون شریک جرم های سنگینمن جرم هایی که اگه فاش بشه نه تنها سر خودم رو از دست میدم بلکه زندگی کردن رو از تمام کسایی که منو میشناسن میگیرم
تهیونگ:هیچ چیز برام مهم نیست فقط لاراعه که الان مهمه نه هانول
جونگکوک:گذشته به کنار من فقط میخوام ازش محافظت کنم قسم میخورم که هیچوقت بهش نزدیک نمیشم
تهیونگ:چطور باورت کنم کوک؟ بعد رفتن هانول..اون دختره که زیر نظر داشتیش مگه نگفتی ازش خوشت میاد؟چندبار عاشق میشی؟ اصلا معنی عشق رو میفهمی؟
جونگکوک سکوت کرد چی میتونست بگه میگفت که اون دختر خواهر خودته که دیوونه وار دوسش داره؟! نچ نچ
تهیونگ:بیخیال...حالا هرچی
انگشت اشارمو بالا اوردم و به به صورت تهدید امیزی گفتم
تهیونگ:حق نداری به لارا نزدیک بشی
جونگکوک:میدونم..بخوامم نمیتونم نه بخاطر تو
تهیونگ:چی
جونگکوک:جلو روش فقط وانمود میکنم که با هانولم و دوستش دارم
تهیونگ:سعی کن احساساتت رو از بین ببری..میتونی بری.
درحالی که از اتاق بیرون رفت اروم گفت
جونگکوک:فکرمیکنی برام اسونه؟اینکه دختریو دوست دارم که حتی جرعت اعتراف بهش رو هم ندارم
تهیونگ:برام مهم نیست فراموشش کن نمیخوام بخاطر تو اسیبی ببینه از فردای خودم خبر ندارم ولی میدونم نباشم کسی نیست که در برابر تو ازش محافظت کنه
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پارت خیلی سنگینی بود کلمه هایی رو به کار بردم که هرکدومشون کمه کم سی پارته😂❤
دیدگاه ها (۶)

P𝗔R𝗧 : 34〖#𝗖r𝗲e𝗽y_𝗟o𝘃e〗 عـشـقِ تَـرسـنـٰاک✦..............

#P𝗔R𝗧 : 32〖#𝗖r𝗲e𝗽y_𝗟o𝘃e〗 عـشـقِ تَـرسـنـٰاک✦.............

#P𝗔R𝗧 : 31 〖#𝗖r𝗲e𝗽y_𝗟o𝘃e〗 عـشـقِ تَـرسـنـٰاک✦............

Part:136الکس : نمیگیری نترسسوبین : الکس الکس : هوم سوبین : ب...

Part:130لارا و هانی: بله تهیونگ : برید دنبالش لارا : سوبین س...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط