داشتيم با مامانم وسايل انباري رو مرتب ميکرديم يه دفعه مام

داشتيم با مامانم وسايل انباري رو مرتب ميکرديم يه دفعه مامانم يه جعبه مدادرنگي ۲۴رنگ قاب فلزي رو از توو کارتون درآورد نگاش کرد و زد زير خنده!!! گفت: ميدوني اين چيه؟ اينو خريده بودم هروقت معدلت ۲۰ شد بدم بهت حيف واقعا!!! خاک تو سرت
من :|
مداد رنگی :-P
یونیسف:-o
بازم من :|
دیدگاه ها (۱)

کتري مثل مادر شوهره مدام در حال جوشيدن!عروس قوريه با جوشيدن ...

يارو با خرش سوار وانت ميشه موقع کرايه دادن راننده ميگه:خودت ...

ﮔﺎﻭ ﺍﻭﻟﻰ :ﻣﺎﺍﺍﺍ ﮔﺎﻭ ﺩﻭﻣﻰ :ﻣﺎﺍﺍﺍ ﻣﺎﺍﺍﺍﺍﮔﻮﺳﻔﻨﺪ ﻭﺍﺭﺩ ﻣﺎﺟﺮﺍ ﻣﯿﺸﻪ...

يه توپ دارم قلقليه, سرخ وسفيد وآبيه, مي زنم زمين هوا مي ره, ...

رقص مرگ و عشقP¹موهامو گرفت و از ماشین کشوند بیرونپرتم کرد رو...

حقیقت پنهان پارت ۱ ویو بورام :صبح با سردرد عجیبی از خواب بید...

داشتیم با مامانم وسایل انباری رو مرتب میکردیم یه دفعه مامانم...

داشتیم با مامانم وسایل انباری رو مرتب میکردیم یه دفعه مامانم...

داشتیم با مامانم وسایل انباری رو مرتب میکردیم یه دفعه مامانم...

داشتیم با مامانم وسایل انباری رو مرتب میکردیم یه دفعه مامانم...

داشتیم با مامانم وسایل انباری رو مرتب میکردیم یه دفعه مامانم...

داشتیم با مامانم وسایل انباری رو مرتب میکردیم یه دفعه مامان...

داشتیم با مامانم وسایل انباری رو مرتب میکردیمیه دفعه مامانم ...

داشتیم با مامانم وسایل انباری رو مرتب میکردیم یه دفعه مامانم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط