مرا دانی که بی‌تو حال چونست

مرا دانی که بی‌تو حال چونست
به هر مژگان هزاران قطره خونست

تنم در بند هجر تو اسیرست
دلم در دست عشق تو زبونست

غم عشق تو در جان هیچ کم نیست
چه جای کم که هر ساعت فزونست

به وجهی خون همی بارم من از دل
که در عشق توام غم رهنمونست

اگر بخشود خواهی هرگز ای جان
بر این دل جای بخشایش کنونست


انوری
دیدگاه ها (۱۳)

جمالت بر سر خوبی کلاهستبنامیزد نه رویست آن که ماهستتویی کز ز...

دل که در دام تو افتاد غم جان نبردجان که در زلف تو شد راه به ...

عشق تو از ملک جهان خوشترسترنج تو از راحت جان خوشترستخوشترم آ...

هر شکن در زلف تو از مشک دالی دیگرستهر نظر از چشم تو سحر حلال...

حال دل من... 🥺💔آقا… آقایِ جانِ من، صدایم را می‌شنوی؟دورت بگر...

♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞 چه کرده‌ام که دلم از فراق خون کردی؟ چ...

در عمق جان آدمیان، حقیقتی نهفته است که اغلب از دیدگان پنهان ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط