مهراب احد رضا گردشی اراج منت بای علیرضا زنگی

مهراب احد رضا گردشی اراج منت بای علیرضا زنگی
بعد رفتنت هیشکی جرعت نداره حتی پاشو توی سلولم بزاره همه میدونن اینجا یکی زندگی میکه ک هیچوقت تعصب نداره اصن تو نیستی ی لحظه بکشی دوریشو ک منه بدببخت سیمو نکشم تو رگام تو لب تر کن هنوزم اینقد میخوامت ک بی ناموس عالمم مادرشو نخواست هنوز زیر چشمات کبوده چرا اینو زدی بی شرف مادره من بوده تو خخیانت کردی موچتو گرفت توی خونه تو نامردی کردی دله مادرمم خونه
تیغ خون سلوله انفرادی همی اینا رو تو هدیه بم دادی هر روز از سره درد تو زندان فریاد میزنم داغون تر نبود ((مهران آزادی)) داغون تر نبود از دستایی خونی از این رگ کبود داغون تر نبور رفتی اهای حسو نیسو نبود داغون تر نبود یکی بود ولی یکی من نبود داغون تر نبود اهای جای چاقو تو من جا موند
بزن بزن ضربش ب من خورد ما ک دنیامونو باختیم اینم میگیم سگ خورد تمومه عکسامونو زدم روی دیواری بعد هست امشب عروسیته حیف ک دستو بالم بستس من ب خاطره تو ی دیوسو یارو رو کشتم یکی نبود بگه ب هیچی گرمه پشتم تو نگات ب حلقت من خیره ب میله ی سندی چیزی جور کن عشقت میرها
میگن اعدامی نزدیک ب صبح ک میرسه مادرشو میبینه خون ب مغزش نمیرسه مامان نیا نمیخوام چشم تو چشمت بیفته مامان خسته شدم بزاره این چار پایه بیفته ن میخوام ک برگردم ن میخوام ک عف کنن ب عروس خانم بگو بگو خدافظی کردم بگو حرف همیشگی اگ یادش بیاد تو وصیت نامه نوشتم دوست دارم زیاد
امسال یه بار نشد ببینمت بگو اخع با من چرا بهم بگو تو رو با کی دیدنت دیدنت قرار نبود ک بشکنی دلی رو ک پای تو سوخت قرار نبور من بمونم بیا ب روز
داغون میشم وقتی تو ور از پشت میله میبینم جوری شکستی از غمت گوشه سلول میبینم
ی دختری بود ک میگفت دنیا تو میوزی نمیدونم چشمات داستانهو کشید ب خون بازی
حلالم کن میترسم نبینمت دیگ طاقتم توی این سلول بریده خودم خاطره میساختم خاطره هام گم شد گریه هام سوژی حرف مردم شد یادگاری شلاقا خونش رو دیواره محکم بزن سرکار مغزم میخاره من ب دنیا امدم تا دردا رو بشکم محکم بزن پسر اونم ب رو چشم حسرت ی بار دیدن عشقت بیرون از این شیشه میخوای بری ییرون بازم نمیشه
ی تک نور خطی اتاق اعتراف مشتیامون جمع ان ساده تا خلاف یکی بلاخره ی خطو خوطی رو تنش داره منتظره یکی سر ب سرش بزاره من زخم خوردی اینجاست ک باور نمیکنی جوری گریه میکنه انگار مادر نداره
کلاغ پر مامان بابا ک پر رو بلندی وایستادم ی حسی بم میگه بپر گل شقایقو گلایولو نیلوفر آبی واست هیچ بوی نداره وقتی تو سلول افتادی تو هرزگیتو بکن خدا میزاره تو کاست میرسه اون روزی ک دکتر بت بگه متاسفام واست هنوز ضرب های رفیق درد خون آب هاو تیغ همون دردهایی ک منو کشید تا خودکشی 😢 کشوند دنید این شبا هر دردی با گریه هام حریفه منو میشناختی اعصاب معصاب ضعیفه خیلی چیزا از تو سلول از جلو چشمام رد شد فقط ی چیزو فهمیدم دنیامو ن خخخییلی کثیفه شب رو تک تک دیوارش من خاطره میسازم خط خط اه ملاقاتی بازم اینجا ندارمت دیگ فقط خودمم سازم کل زندانو من تکی ب گریه میدازم 😢 😢 😢 😢 💔 اخی
اوف دستام خسته شدن
دیدگاه ها (۷)

مسولی خخ چ مسولیتی باوا چشم چشم

ایشالله 😢 😢

اخی 😢 😯

رفیقم بهمون ضربه زد دمش گرم خدا 😢 😢 😢 البته الهه با تو نیست...

نومیدی

ظریف زر نزن،توالان باید پشت میله های زندان باشی خائنمیخای بس...

میخای بساط وطن فروشی جم شه؟چارتا ازین مفسدای گردن کلفت رو اع...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط