یه زمان این عزیزان ماله بدست هم

یه زمان این عزیزان ماله بدست هم
با جمله "پسر رفت پدر هم برود" سر از پا نمی شناختند

الان تازه دوزاریشون افتاده همه بازیه فرقی نمیکنه هر کی بیاد سهم خودشو هفت جد آبادشو میخواد از این سفره برداره و بره
چه بچه فریدون ها و صفدرها و ابتکارها باشه چه بچه انسیه ها...
دیدگاه ها (۰)

شروع ✨ریندو سیگاری که گوشه لبش بود رو تو جاسیگاری انداخت کام...

سانزو سرشو آورد بالا و دید که نانسی از خجالت سرشو انداخته پا...

Novel panleo ♡ #part⁶² ♡『 leoreza 』آدمای زیادی رو از طبقه ی ...

از عجایب روزگار هم این که طرف بهمون فیلترشکن هم بفروشه میشه ...

مرد که گریه نمیکنه !دختر که بلند نمیخنده !مرد همیشه کوه استو...

فصل ۲ پارت ۲۱ Stealing under the pretext of love

پارت دو

P.3هائو از اتاق مدیریت اومد بیرونهائو:شیانوشنگ بیا اینجاش.:ب...

𝒩𝘢𝘮𝘦 𝒩𝘰𝘷𝘦𝘭 : 𝘛𝘩𝘦 𝘗𝘳𝘪𝘤𝘦 𝘖𝘧 𝘛𝘳𝘶𝘵𝘩𝒫𝘢𝘳𝘵 : 𝟭𝟰 پنج روز بعد (ماموری...

پارت ۱۰۵ : به پاهام نگا کردم و پلک زدم تا اشک هام بریزن .آرو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط