مامان ات دخترمم دخترممم بیدار شو ظهر شدع مگه نمیخاس

مامان ا/ت: دخترمم.. دخترممم بیدار شو ظهر شدع مگه نمیخاستی بری یجایی


ا/ت: عااااااا... مامانی بزار بخوابم دیگعع


مامان ا/ت: دخترم پاشو ظهر بیا غذا بخور دیرت میشه هاا


ا/ت: ببینم ساعت چنده


مامان ا/ت: 12 نیم

ا/ت: چییییی. 12 نیم وایی من باید ساعت یک خونه جیوو باشمم


سری مثه یوز پلنگ پاشدم رفتم لباسی که دیروز خریدمو پوشیدم(عکسشو میزارم) موهامو شونه کردم یه ارایش کوچولو کردم رفتم پایین دیدم مامانم لغمه گرفته برام

مامان ا/ت: بیا دخترم اینو بگیر تو راه بخور تا دیرت نشه


ا/ت: ایییییی دستت درد نکنه مامانه خوشگلم (ماچش کرد)


بدو بدو کفشمو پوشیدم رفتم پایین تاکسی گرفتم... تو راه به جیو زنگ زدم





ا/ت: الو

جیو: کجایی دختر


ا/ت: وایییی تورو خدا ببخشید خواب موندم الان نزدیکم بیا دم در

جیوو: باشه بزا اماده شم


ا/ت: باشه. خدافس

جیو: خدافس

"چند مین بعد "


ا/ت: جیوو کجایی من پشت درم


جیوو: اومدم اوممممدممم





گشنگام حمایت کنین👈🏻👉🏻🥺💗
دیدگاه ها (۰)

جیوو: سلاممممم الاغم ا/ت: چطوری خرهه (من چرا یاد خودمو رفیقم...

مرد ناشناس به ا/ت کمک میکنه تا بلند شه ا/ت: م.. م.. من. واقع...

"فیک عشق در نگاه اول"شخصیت های اصلی: ا/ت_جونگکوک _جیمین_جیوو...

پارت: ⓪①ویو ا/ت: وقتی دیدم رفت بیدار شدم. و رفت به سمت دستش...

"سرنوشت "p,49...کوک : هومم منم خستم.... بخوابیم ؟.ا/ت : باشه...

حساسیت من پارت ۲

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط