#عروسک_من

#عروسک_من

قسمت نهم

﷼ واقعا می‌ره بغل تهیونگ باشه بریم تو رابطه عشقم (هعیی زنیکه به تهیونگ جونم نگو عشقم)

ادامه ۱۰ سال بعد

جیمین:مامان یعنی شما بابا کوک اینجوری آشنا شدین

+اره پسره خوشگلم

جیمین: مامان من آبجی می‌خوام

_اگه پسر خوبی باشی و شب ها زود به خوابی برات یک آبجی کوچولو میاریم

جیمین: باشه بابا زود می‌خوابم تا آبجی برام بیارید

+کوک این چه حرفی به بچه میزنی اصلا از من پرسیدی بچه میخوام

_لیسا خب بچه دلش آبجی میخواد

ویو خونه تهیونگ و جنی

رزی دختر ۸ ساله تهیونگ و جنی

رزی: مامان جنی میشه بریم خونه ی زن عمو لیسا تولوخدا

﷼باشه میریم خوشگلم برو لباس بپوش بریم بابایی

رزی اخجون هورا هورا(بدو بدو رفت اتاق ش

&دخترم بدو بدو نکن میوفتی

تهیونگ زنگ زد به کوک گفت میای خونه تون کوک گفت باشه

ویو ساعت ۸

﷼رزی دختر بدو بیام

& عشقم خیلی خوشگل شدی

﷼مرسی عشقم تو ام خیلی جذابی(لوس

و جنی لب شو گذاشت رو لب تهیونگ بعد از دو دقیقه جدا شدن

نویسنده: عمو زن بچه نشسته خجالت نمی‌کشید عشقم مشقم میکنید

﷼ باشه بابا

نویسنده: ببین دختر جون حواست به خودت باشه گوزو

﷼گوزو خودتی نویسنده

نویسنده:ببین پشمک میزنمت هاااا

﷼ بیا بزن بیا

رزی: من اومدم سلام خاله نویسنده

نویسنده: سلام خوشگلم ( رزی میاد بعله نویسنده )

نویسنده: حیف جنی دخترت اومد

ویو خونه کوک و لیسا اینا

+ سلام میمون من

﷼ سلام خره من

_سلام تهیونگ سلام جنی با جنی دست میده و همو بغل میکنن

&سلام لیسا . سلام کوک (می‌ره بغل کوک)

رزی: سلام زن عمو لیسا

+سلام خوشگل زن عمو

جیمین: سلام عمو تهیونگ. سلام زن عمو جنی

﷼ سلام پادشاه زن عمو (جیمین رو بغل می‌کنه)

و ادامه همه میرن میشینن و لیسا براشون شربت و شیرینی میاره

+ نوش جونتون
دیدگاه ها (۰)

سه‌پارتی | تهیونگ × اتپارت ۳ (پایان)تهیونگ بدون معطلی به آدر...

سه‌پارتی | تهیونگ × اتپارت ۲تهیونگ چند بار اون جمله رو خوند....

وقتی بین بچه هات فرق می‌زاره....

وقتی بین بچه هات فرق می‌زاره 3 \P

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط