در پس پرده یک ظهر غریب …

در پس پرده یک ظهر غریب …
من و یک خواب عجیب …!!
رازها در پس این خواب نهان است … نهان …
من کویری بودم!
خالی از شور و نشاط
خالی از نغمه مرغان خوش آواز بهار …
و فقط من بودم، ناله ی مبهم باد …
خار هم، از دل دیوانه من می رویید!
آسمانم خالی
و در این پهنه ندیدم ابری!!
پس خودم باریدم …
آنقدر باریدم …
تا کویرم گل داد
گلی از عشق درونش رویید …
پس تو هم باران باش
به کویر دل خود سخت ببار
و برون کن زدلت
نفرت و بیزاری را
و فقط عشق بورز
به خودت و همه انسانها …
♥* ♥**

دیدگاه ها (۱)

عکس نوشته

عکس نوشته

سکوت می کنم و عشق ، در دلم جاری استکه این شگفت ترین نوع خویش...

ﯾﻪ ﺗﺮﺍﻧﻪ ﻫَﺲ ﺗﻮ ﻗﻠﺒﻢ ﮐﻪ ﻫﻨﻮﺯ ﻧﺨﻮﻧﺪﻩﻣﻮﻧﺪﻩﻓﮑﺮِ ﺧﻮﻧﺪﻥِ ﯾﻪ ﺣﺮﻓﺶ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط