تو همیشه بهار
و منم که پاییزم

به پای آمدنت
برگ برگ می ریزم...

👤مجید ترکابادی
دیدگاه ها (۱)

یهویی شالیزار و عطر پونه

یهویی

سال ها پرسیدم از خود کیستم؟آتشم، شوقم، شرارم، چیستم؟دیدمش ام...

اونقدرقشنگ بخند که بقیه واسه گریه انداختنت خجالت بکشن...

همیشه توی زائراتاون که جا می‌مونه، منمحاضرم پای حرمتقیدِ دنی...

پوری

#غممگن درخت غمگینی تو بیشهگل مکنه فصل بهار همیشهپرستوها نوك ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط