باز من و

باز من و
پنجره ی رو به باغ...
و انــــارهایی که از فرط نبودنت،
ترک برداشته اند...

باز من و
خاطره ی بچگی هایی که
پشت درخت های پربار انــار گم می شد

و رد پایی که تو را ،
تا پشت پرچین های باغ،
برای همیشه پنهان می کرد...


در کدامین لحظه ی پرشیطنت کودکی جاماندیم ..؟؟
دیدگاه ها (۴)

جز ما دو سه تا انــــار عاشق در باغ ..کی مانده از آن تبــــ...

سر داده به باد انـــــار عاشق در باغ ..از کار گذشته کــــــ...

انــــار نیستم که ..؛ برسم به دست‌های تـــــو......

سهمِ باد و باران‌ند ؛ برگ و شاخه‌های خشک .! ...

<><><><><><><><><><>﷼ نامه ای به جهان !!گفته بودی که بیایی ت...

افتخار ربوده شدننور ماه به آرامی به جای جای راهروی بزرگ می‌ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط