از همه کس گذر کنم ، از تو گذر نمی شود

از همه کس گذر کنم ، از تو گذر نمی شود
مشکل تو جفا ی من ، مشکل من وفای تو

کن نظری که تشنه ام ، بهر وصال عشق تو
من نکنم نظر به کس ، جز رخ دلربای تو

جان من و جهان من ، روی سپید تو شدست
عاقبتم چنین شود ، مرگ من و بقای تو

از تو برآید از دلم ، هر نفس و تنفسم
من نروم ز کوی تو ، تا که شوم فنای تو

دست ز تو نمی کشم ، تا که وصال من دهی
هر چه کنی بکن به من ، راضی ام از رضای تو

مولانا
دیدگاه ها (۱)

از همه کس گذر کنم، از تو گذر نمی شودمشکل تو وفای من، مشکل من...

از همه کَس گذر کنم، از تو گذر نمی شودمشکل تو وفای من، مشکل م...

از همه‌کس گذر کنم، از تو گذر نمیشودمشکل تو وفای من، مشکل من ...

از همه کس گذر کنم ، از تو گذر نمی شودمشکل تو وفای من ، مشکل ...

از همه کس گذر کنم، از تو گذر نمی شودمشکل تو وفای من، مشکل من...

از همه کس گذر کنم ، از تو گذر نمی شودمشکل تو وفای من ، مشکل ...

از همه کس گذر کنم ، از تو گذر نمی شودمشکل تو وفای من ، مشکل ...

از همه کس گذر کنم ، از تو گذر نمی شودمشکل تو وفای من ، مشکل ...

از همه کس گذر کنم، از تو گذر نمی شودمشکل تو وفای من، مشکل من...

از همه کس گذر کنم ، از تو گذر نمی شودمشکل تو وفای من ، مشکل ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط