زاهدی پیر زن آسیابان را گفت :

زاهدی پیر زن آسیابان را گفت :

گندم مرا آرد کن !

و گرنه به دعا خواهم که خرت سنگ شود..

زن گفت : خر رها کن !

و دعا کن ! تا گندمت ، آرد شود..
دیدگاه ها (۱)

خسته‌ام خسته، برایم غزلی ناب بخوان!غزلی ناب برای منِ بی‌خواب...

محبوب ابدی دلممرا تنگ در آغوش بگیر آن چنان که کسی نتواند مرا...

گُفْتَم رَها کُن جانِ مَن، گُفْتِی کِه آزَادِی مَگَر؟گُفْتَم...

امام حسن(ع) به اهل بيت خود میفرمود:من به زهر شهيد خواهم شد م...

✦ اولین گناه ✦فصل بیست‌ویکم: آتشی که در تنم افتاد---از مهمان...

🍂🌸 امام حسن مجتبی (علیه السلام):🌸کسی که قرآن بخواند، دیر یا ...

🍂🌸 امام حسن مجتبی (علیه السلام):🌸کسی که قرآن بخواند، دیر یا ...

کابوی احمق:۲

خیلی ذوق دارمشبیه همان شوقی که بارها در نگاهت دیده بودم.می‌د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط