در محضر شیخ محمداسماعیل دولابی:

در محضر شیخ محمداسماعیل دولابی:


ما مثل بچه ای هستیم که پدرش دست او را گرفته است تا به جایی ببرد و در
طول مسیر از بازاری عبور می کنند.

بچه شیفته ویترین مغازه ها می شود و دست پدر را رها می کند و در بازار گم می شود.

وقتی هم متوجه می شود که دیگر پدر را نمی بیند، گمان می کند پدرش گم شده است؛ در حالی که در واقع خودش گم شده است.

انبیاء و اولیاء، پدران خلقند و دست خلائق را می گیرند تا آنها را به سلامت از بازار دنیا عبور دهند.

غالب خلائق، شیفته متاع های دنیا شده اند.

امام زمان(عج الله تعالی فرجه الشریف) هم گم و غائب نشده است؛ ما گم و محجوب گشته ایم.
دیدگاه ها (۱۰)

قصه یازدهم: محمد بن ابیبکر

پشماتون بریزه یویی چان💞💞💞بعد این همه افان چصان ای اینو بکش ا...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②⑤چقدر زیباست کسی را دوست بداریم...

#در_آغوش_شیطان𝓒𝓱𝓪𝓹𝓽𝓮𝓻 𝓞𝓷𝓮 : ¹𝓟𝓪𝓻𝓽 : ¹صدای جیغ‌ها توی گوشش می...

# پارت ۲۳: سایه‌ها و نورپاریس در زیر بارانِ ریز و خاکستری، ب...

ما خودمان گم شده ايم ما مثل بچه اي هستيم كه پدرش دست او را ...

***************************مرحوم حاج اسماعيل دولابي: ...

مرحوم حاج اسماعیل دولابی: ما مثل بچه‌ای هستیم که پدرش دست او...

السلام علیک یا حجت الله فی ارضه

✾✾════════════════✾✾#تلنگر 109تلنگری از حاج اسماعیل دولابی ....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط