چه خوش است پیش زلفت سر شکوه باز کردن

چه خوش است پیش زلفت سرِ شکوه باز کردن
گله‌های روز هجران ، به شب دراز کردن

همه روز در خیالم که شبِ دگر بیاید
تو و نازها که داری ، من و آن نیاز کردن

درِ دل کنون نشاید به همه فراز کردن
تو به خانه‌ای ؛ نشاید در خانه باز کردن

به تکلمی دهانت بگشود عقده‌هایم
چه خوش است کشف معنی بر اهل راز کردن

سر کوی دلبر من ، به حریم کعبه مانَد
"که به هر طرف کنی رو ، بتوان نماز کردن"

به جز از حدیث زلفت که به عمر می‌سرایم
همه عمر در ملالم ز سخن دراز کردن

بگذار تا که مظهر ز تو کام دل بگیرد
تو هزار جای داری ز برای ناز کردن ...

‌ ‌#خاصترین
دیدگاه ها (۰)

کمتر بخند ! حسّ ِ دگرگونی لبخند هات در به درم کرده وای ، آن ...

تا صبح بیدارم ، چرا ؟ چون دوستت دارمآرام می بارم ، چرا ؟ چون...

غرق در تلخ ترین وحشت یک کابوسممن که از آمدنت مثل خزان مایوسم...

در آسمانِ چَشمانت چند خورشید به مهربانی می تابندکه اینچنین ب...

♥️🍂🌹از سر زلف تو پیداست که پیمان شکنینه عجب از تو که پیمان م...

یاد باد آنکه بروی تو نظر بود مرارخ و زلفت عوض شام و سحر بود ...

چنان به کوی تو آسوده از بهشت برینمکه در ضمیر نیامد خیال حوری...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط