چه خوش است پیش زلفت سرِ شکوه باز کردن

چه خوش است پیش زلفت سرِ شکوه باز کردن
گله‌های روز هجران ، به شب دراز کردن

همه روز در خیالم که شبِ دگر بیاید
تو و نازها که داری ، من و آن نیاز کردن

درِ دل کنون نشاید به همه فراز کردن
تو به خانه‌ای ؛ نشاید در خانه باز کردن

به تکلمی دهانت بگشود عقده‌هایم
چه خوش است کشف معنی بر اهل راز کردن

سر کوی دلبر من ، به حریم کعبه مانَد
"که به هر طرف کنی رو ، بتوان نماز کردن"

به جز از حدیث زلفت که به عمر می‌سرایم
همه عمر در ملالم ز سخن دراز کردن

بگذار تا که مظهر ز تو کام دل بگیرد
تو هزار جای داری ز برای ناز کردن ...

‌ ‌#خاصترین
دیدگاه ها (۰)

عاشقانه های شبنم

آخرین امیداین دست‌های خالی ما را رها مکنما را حساب کن ز میان...

جاده بی راهه

🚩 محسن یادگاری مجری تجمع شب ۱۹۰ مردم مبعوث شده در حسینیه ایر...

یار مرا که او شده یار دگر چرا طلبمن که بدیدمش به دل عشق دگر ...

آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا؟بی‌وفا حالا که من افتاده‌ام...

ماه من غصه چرا ؟!آسمان را بنگرکه هنوزبعدِ صدها شب و روزمثل آ...

بسم الله الرحمن الرحیم صحیفه سجادیه قسمت دوم :بارإلها! برمح...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط