اشک امشب گشته تنها صادرات سینه ام

اشک امشب گشته تنها صادرات سینه ام
وارداتش خاطراتی تلخ از پیشینه ام

من که در اجلاس غم عضوی دمادم ثابتم
درد شد حق اضافه کاری آدینه ام

حکم تحریم خوشیها ورشکستم کرده است
همچو مرغی درقفس بی آب ودان و چینه ام

کوچه باغ و دخترخان وسپس درد فراق
حاصلش موی سپیدی گشته درآیینه ام

منکه رو اندازی ازجنس غزل دارم کنون
از ورایش بیند او هم سینه بی کینه ام

برترین کاخ همایش حومه چشمان توست
ای ابر قدرت بیا این جان و این گنجینه ام
دیدگاه ها (۵)

امشب شبی دیگر شدومن با دلم تنها شدمگفتم حدیث عاشقی رسوا تر ا...

دلم غمگین تر از هر شب، دو چشمم باز بی خواب است...ببار ای آسم...

دوستت دارم هایت را به کسی نگوهمه را نگه دار برای خودممن جانم...

چه شبی است!چه لحظه‌های سبک و مهربان و لطیفی،گویی در زیر بارا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط