«Don't scold me»

«Don't scold me»
part-19

«پرش زمانی به یک ماه بعد »

ویو نویسنده*
توی این یک ماه جونگکوک تمام تلاشش رو میکرد که با الیس خوب رفتار کنه از طرفی تونسته بود نقشش رو خوب پیش ببره و میخواست پله بعدی نقشه رو انجام بده ........
الیس به اشتباه به جونگکوک جواب مثبت داده بود و جونگکوک راحت الیس رو مال خودش کرد....... و الیس هم توی این مدت بیشتر به مادرش سر میزد و حتی جونگکوک رو به مادرش معرفی کرد و مادرش از این موضوع خوشحال شد ........و اینکه توی این مدت خبری از تهیونگ نبود چون دنبال فرصت بود که بتونه الیس رو از دست جونگکوک نجات بده............

ویو جونگکوک*
باورم نمیشه میخوام اون گدا رو باردار کنم ولی به هر حال گرفتن انتقام ازش خنده رو دوباره به لبم میاره .........
دختره بیچاره ، بدست اوردنش از خوردن بود ....... اخه چقدر قلبش مهربونه(خنده)
___
( پسرم چرا انقدر بدجنس شدی؟؟؟😭😭)
___

ویو الیس *
امشب تولدمه و خیلی خوشحالم قراره یه جشن بزرگ بگیرم و کلی شاد باشم ، تا حالا جشن به این بزرگی نگرفته بودم چون همیشه همه بخاطر پدرم مسخرم میکردن ، بالاخره میتونم یکم هم شده شاد باشم .........



«پرش زمانی به شب»


«توجه جنبه خوندن نداری نخون »
«رباتم فعاله.......»

ویو الیس*
چقدر ادم بخاطر تولدم اینجا بودن ، خیلی خوشگل شدم و جونگکوک مثل همیشه میدرخشید ، ولی خجالت میکشیدم چون تا حالا با انقدر ادم معاشرت نداشتم ....... به هر حال جونگکوک منو با اونا اشنا کرد ....
ولی انقدر نوشیدم که مست شدم بعد پایان جشن تولدم ، روی مبل خودم انداختم و جونگکوک کنارم نشست ولی چون مست بودم هرکتام دست خودم نبود و برای همین بلند شدم و روی پاهای جونگکوک نشستم و با دستام بدنشو لمس میکردم و بعد لبم رو روی لبش گذاشتم و گفتم.......
الیس: چه لبای خوشمزه از داری جناب
جونگکوک : لبای تو هم خوشمزس جوجو برای همین تو منو اروم میکنی .......
و بعد منو برد تو ی اتاقش و پرتم کرد روی تخت .......

ویو جونگکوک*
الیس مست کرده بود ، برای همین از فرصت استفاده کردم و به اتاقم بردمش ........

ویو نویسنده*
جونگکوک روی الیس خم شد که یهو الیس گفت ......
الیس: من میترسم (خمار)
جونگکوک: نترس جوجو ، اونقدر درد نداره زودی عادت میکنی .......
الیس: میخوایم پیمان ببندیم ( خمار و بعد خندید)
جونگکوک: اره جوجو، شاید یه کوچولو هم بهمون اضافه شد .....
الیس: شروع کن ( خمار)
و دیگه ...........
......................

دیگه خودت تصور کن ......
(بخدا من بچه پاکی هستم😖😓 )
شرایط پارت بعدی:
۳۰لایک
۲۰کامنت
۱۵بازنشر
بمونین خمارییییی😈😈😈
دیدگاه ها (۲۰)

«Don't scold me»part-۱۸ویو جونگکوک*باورم نمیشه از چیزی که فک...

اینم از کفش هایی که جونگکوک واسه الیس خریده بود❤❤مربوط به پا...

«Don't scold me»part-۱۷ویو الیس*یکم بعد جونگکوک اومد خونه و ...

«Don't scold me»part-14 ویو الیس*یهو با تهیونگ مواجه شدم ، خ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط