ادامه پارت ۱۰

ادامه پارت ۱۰
کنترل کنه چون اگر ساقه های گیاه محکم نباشن هیولا میتونه اونارو از هم جدا کنه و راحت اون جادو رو از بین ببره روستی هم معمولا کسی نبود که جادوی خاصی داشته باشه .....واسه همین معمولا یه سری چیزا واسه جنگیدنی که با جادو نمیشه حلش کنی درست میکرد و بقیه هم مشغول کار خودشون در آخر همه هیولا های مورد نظرشون رو با کمک استاد ظاهر میکردن و جادو هاشون رو روش امتحان میکردن استاد گفت خوبه امروزم استراحت کنین که فردا کلی کارای سخت تر داریم همه تایید کردن تا اینکه شب شد ...شب همه رفتن خوابیدن ......ادامه دارد
دیدگاه ها (۰)

پارت ۱۱ شب همه رفتن خوابیدن .....صبح شد صبح همه دوباره تو سا...

ادامه پارت ۱۱آما.....که حرفش با ریختن سقف ساختمان قطع شد ......

پارت ۱۰سولا گفت باشه باشه برو ما هم تا اون موقع وسایل ها رو ...

ادامه پارت ۹جیمین گفت شوخی کردم شوخی کردم ات گفت فقط دوست مع...

عشق پنهان در جادویی تاریک پارت ۱ ویو ات ............امروز خی...

پارت ۵ ۱.....۲.....۳شروع کنییییید هممون دویدیم تهیونگ کنار م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط