شاخه ها خشک شدو باد وزیدن سر کرد
شاخه ها خشک شدو باد وزیدن سر کرد
باغ مان روسری زرد و سیاه در بر کرد
کرکسی بال زد آهسته ره قله گرفت
بوق وکرنای خزان گوش فلک را کر کرد
نحر شد چشمه در آغوش بلندای زمین
بس که نالیدو فغان کرد و زمین را تَر کرد
می دهد زاغک پیری خبر از هجر بهار
گوید آذر زده بر باغ و تبر باور کرد
خواند باصوت بلندی که رسد فصل خزان
شاید این بار خزان شعر مرا از بر کرد
✍ " آذرخش "
باغ مان روسری زرد و سیاه در بر کرد
کرکسی بال زد آهسته ره قله گرفت
بوق وکرنای خزان گوش فلک را کر کرد
نحر شد چشمه در آغوش بلندای زمین
بس که نالیدو فغان کرد و زمین را تَر کرد
می دهد زاغک پیری خبر از هجر بهار
گوید آذر زده بر باغ و تبر باور کرد
خواند باصوت بلندی که رسد فصل خزان
شاید این بار خزان شعر مرا از بر کرد
✍ " آذرخش "
- ۲۰۶
- ۰۴ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط