خدایا چرا شلوغش کردی

‌خدایا چرا شلوغش کردی !
باهم کنار می امدیم
قرار نبود برای شکایت هایم این برف را آسیب کنی !

یارم نیست
این برف شادم نمیکند
یخبندان میکند قلب دردناکم را؛

خدایا تمامش کن
من از این سرمای بی دستانش میترسم!
دیدگاه ها (۱)

اگر نهال های جنگل بدانند،روزی تنه هایشان٬دسته ای در دستان تب...

مدتهاست ٬بر چوبه دار زندگی اویزانماماافسوس٬که نه از ازادی خب...

اینجا در دنیای من گرگ ها هم افسردگی مفرط گرفته انددیگر گوسفن...

روزگـــــارم ترســـــــناک اســـت همــــچون پــــیک...

صحنه پارت شانزدهم

سناریو توکیو ریونجرز

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط